شناسایی عوامل موثر بر فرسودگی شغلی معلمان در عصر هوش مصنوعی و ارائه راهکارهای قانونی برای مدیریت و کاهش آن

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CFTP12_1910

تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر فرسودگی شغلی معلمان در عصر هوش مصنوعی و ارائه راهکارهای قانونی برای مدیریت و کاهش آن انجام شد. گسترش فناوری های هوشمند در نظام آموزش و پرورش، اگرچه فرصت هایی مانند شخصی سازی یادگیری، تسهیل تولید محتوا، تنوع بخشی به روش های تدریس و افزایش کارآمدی آموزشی را فراهم کرده است، اما در صورت نبود آموزش کافی، حمایت سازمانی و چارچوب های قانونی روشن، می تواند به افزایش فشار روانی و شغلی معلمان منجر شود. از این رو، مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی این موضوع است که چه عواملی در بروز و تشدید فرسودگی شغلی معلمان در بستر آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی نقش دارند و چه تدابیر قانونی و اجرایی می تواند در کاهش این پدیده موثر باشد.این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است. در تدوین چارچوب نظری و تحلیل موضوع، از روش کتابخانه ای و اسنادی استفاده شد و مبانی نظری مرتبط با هوش مصنوعی در آموزش، روش های نوین تدریس، سلامت روان، بهزیستی و حمایت های قانونی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین برای ارائه الگوی یافته ها، فرضیه هایی در زمینه رابطه میان استفاده از هوش مصنوعی، کمبود مهارت فناورانه، حجم کار دیجیتال، حمایت قانونی و سازمانی و فرسودگی شغلی معلمان تدوین شد. یافته های تحلیلی پژوهش نشان داد که میان استفاده گسترده از هوش مصنوعی در تدریس و فرسودگی شغلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین کمبود مهارت در کار با ابزارهای هوش مصنوعی و افزایش حجم کار دیجیتال از مهم ترین عوامل تشدیدکننده فرسودگی شغلی شناخته شدند. در مقابل، حمایت قانونی و سازمانی با فرسودگی شغلی رابطه منفی و معنادار داشت و به عنوان عامل بازدارنده و محافظت کننده شناسایی شد.نتایج پژوهش بیانگر آن است که فرسودگی شغلی معلمان در عصر هوش مصنوعی پدیده ای چندبعدی است و نمی توان آن را صرفا به ضعف فردی یا دشواری فناوری نسبت داد، بلکه این مسئله از تعامل میان عوامل حرفه ای، سازمانی، روان شناختی و حقوقی ناشی می شود. بر این اساس، تدوین قوانین حمایتی، برگزاری آموزش های تخصصی برای معلمان، بازنگری در حجم وظایف دیجیتال، تامین زیرساخت های مناسب، تعیین حدود مسئولیت در استفاده از سامانه های هوشمند و ایجاد نظام های حمایت روانی و شغلی از مهم ترین راهکارهای پیشنهادی پژوهش است. در مجموع، پژوهش حاضر نشان می دهد که موفقیت هوشمندسازی آموزش، در گرو حفظ سلامت روان، منزلت حرفه ای و امنیت شغلی معلمان است.

نویسندگان

زهرا مرادی

دانشجوی رشته آموزش ابتدایی،گروه علوم تربیتی، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریه، ایران

حسن رحمان پور

استاد مدعو،گروه علوم تربیتی، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریه، ایران