تحلیل فرصت های تحول آفرین هوش مصنوعی در فرآیند یادگیری: سفری به سوی آموزش شخصی سازی شده و هوشمند
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_1334
تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405
چکیده مقاله:
بیان مسئله: نظام های آموزشی سنتی که بر پایه ی مدل یکسان سازی شده «یک نسخه برای همه» بنا گردیده اند، امروزه با شتاب تحولات دیجیتال و نیاز مستمر به یادگیری مادام العمر در چالشی بنیادین گرفتار آمده اند. در این میان، هوش مصنوعی نه صرفا به مثابه یک ابزار کمک آموزشی، بلکه در قامت یک پارادایم نوین معرفتی در حال بازتعریف چیستی و چگونگی یادگیری است. پرسش اساسی آن است که این فناوری نوظهور چه فرصت هایی را فراروی یادگیرندگان، مربیان و سیاست گذاران آموزشی می گشاید و چگونه می توان این فرصت ها را به شکلی نظام مند شناسایی و طبقه بندی کرد. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی، تحلیل و طبقه بندی ده فرصت طلایی که هوش مصنوعی در اختیار فرآیند یادگیری قرار می دهد، انجام شده است تا از رهگذر آن، نقشه ی راهی برای بهره برداری هوشمندانه از این فناوری در سطوح فردی، نهادی و اجتماعی ترسیم گردد. روش تحقیق: مطالعه ی حاضر با اتکا بر روش شناسی کیفی و به کارگیری تکنیک تحلیل محتوای جهت دار (Directed Content Analysis) انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش را مقالات علمی منتشرشده در پایگاه های معتبر بین المللی نظیر Scopus و ScienceDirect در بازه ی زمانی ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ تشکیل می دهد. با نمونه گیری هدفمند، مجموعه ای از مقالات با کلیدواژه های مرتبط گزینش و مضامین مرتبط با فرصت های هوش مصنوعی در یادگیری از دل آن ها استخراج و مقوله بندی گردید. یافته ها: یافته های تحقیق به شناسایی ده فرصت کلیدی در سه سطح درهم تنیده منتهی شد. در سطح فردی، «یادگیری شخصی سازی شده»، «دستیاران هوشمند آموزشی»، «بازخورد آنی و اصلاحی» و «تقویت خلاقیت و هم آفرینی» شناسایی گردید. در سطح نهادی، «تحلیل پیش بینانه ی داده های یادگیری»، «آموزش تطبیقی مقیاس پذیر»، «کاهش بار اداری اساتید» و «مدیریت هوشمند دانش» ظهور یافت. و در سطح اجتماعی نیز «دسترسی پذیری فراگیر و شکست مرزهای ناتوانی»، «یادگیری مادام العمر و تطبیق با بازار کار» و «همکاری انسان-ماشین به مثابه مدل نوین شناختی» به عنوان مهم ترین فرصت ها شناسایی شدند. نتیجه گیری: هوش مصنوعی این ظرفیت را دارد که شکاف ژرف میان توانایی های فردی و انتظارات نظام آموزشی را پر کند و آموزش را از فرآیندی منفعل و یک شکل به تجربه ای تعاملی، منحصربه فرد و دمکراتیک بدل سازد. این مهم اما مشروط به مدیریت هوشمندانه ی چالش های اخلاقی، از جمله سوگیری های الگوریتمی، صیانت از حریم خصوصی داده های یادگیرندگان و تضمین عدالت در دسترسی به فناوری است.
کلیدواژه ها:
هوش مصنوعی ، یادگیری شخصی سازی شده ، فرصت های آموزشی ، فناوری های نوظهور ، آموزش هوشمند ، تحلیل پیش بینانه ، دستیار هوشمند آموزشی.
نویسندگان
بهاره پورزرنگار
کارشناسی الهیات و معارف اسلامی گرایش فلسفه و کلام پیام نور میناب