راهبردهای خلاقانه معلمان برای افزایش علاقه دانش آموزان به یادگیری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CFTP12_1323

تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405

چکیده مقاله:

علاقه به یادگیری، به عنوان یکی از بنیادی ترین مولفه های انگیزش تحصیلی، نقشی حیاتی در کیفیت و تداوم فرآیند یادگیری دانش آموزان ایفا می کند و فقدان آن، یکی از مهم ترین چالش های نظام های آموزشی در عصر کنونی محسوب می شود. در این میان، معلمان به عنوان بازیگران اصلی و تاثیرگذارترین عناصر در محیط کلاس درس، با بهره گیری از راهبردهای خلاقانه و نوآورانه، می توانند نقش بی بدیلی در افزایش علاقه و اشتیاق دانش آموزان به یادگیری ایفا کنند. این مقاله مروری با هدف بررسی نظام مند راهبردهای خلاقانه معلمان برای افزایش علاقه دانش آموزان به یادگیری تدوین گردیده است. بدین منظور، با جستجوی جامع در پایگاه های داده معتبر و بررسی عمیق مبانی نظری و یافته های پژوهشی مرتبط، راهبردهای شناسایی شده در چهار سطح کلان دسته بندی گردیدند: راهبردهای مبتنی بر طراحی آموزشی خلاقانه (شامل استفاده از روش های تدریس فعال و مشارکتی، یادگیری مبتنی بر پروژه، داستان سرایی، و تلفیق هنر و بازی در آموزش)، راهبردهای مبتنی بر ایجاد محیط یادگیری حمایت گر و انگیزشی (شامل ایجاد فضای امن و صمیمی، توجه به تفاوت های فردی، و تقویت حس تعلق و اجتماع)، راهبردهای مبتنی بر فناوری های نوین و ابزارهای دیجیتال (شامل به کارگیری بازی سازی، واقعیت مجازی، و سکوهای یادگیری تعاملی)، و راهبردهای مبتنی بر توانمندسازی و مشارکت دهی دانش آموزان (شامل تقویت خودمختاری، ارائه انتخاب و حق تصمیم گیری، و ایجاد فرصت های خوداظهاری و خلاقیت). یافته های این مطالعه مروری نشان می دهد که نظریه های انگیزشی همچون نظریه خودتعیین گری دسی و رایان، به عنوان چارچوب های نظری کلیدی، بر اهمیت تامین سه نیاز بنیادین روانشناختی یعنی خودمختاری، شایستگی، و ارتباط اجتماعی در شکل گیری انگیزه درونی و علاقه پایدار به یادگیری تاکید دارند و بیشتر راهبردهای خلاقانه موثر، به نحوی، به برآورده سازی این سه نیاز اساسی کمک می کنند. همچنین، مشخص گردید که خلاقیت معلم، نه یک ویژگی ذاتی و ثابت، بلکه یک قابلیت اکتسابی و قابل پرورش است که با آگاهی از نظریه های یادگیری، شناخت عمیق از دانش آموزان، و بهره گیری از روش های نوین آموزشی، می تواند به تدریج توسعه یابد و به افزایش چشمگیر علاقه و مشارکت دانش آموزان بینجامد. مقاله در نهایت بر این نکته تاکید می کند که برای افزایش علاقه دانش آموزان به یادگیری، نیازمند گذار از رویکردهای سنتی و یکنواخت به سوی رویکردهای خلاقانه، مشارکتی و دانش آموزمحور هستیم که در آن، معلم به عنوان یک طراح آموزشی، تسهیل گر، و الهام بخش، نقش محوری ایفا می کند. در پایان، بر اساس یافته های مرور نظام مند، چارچوبی مفهومی برای کاربست عملی راهبردهای خلاقانه در کلاس درس ارائه و پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی و توسعه حرفه ای معلمان مطرح گردیده است.

نویسندگان

معصومه احمدوند

سطح ۲ ،حوزوی مقطع تدریس ابتدایی

فاطمه محمدزمانی استیکی

کارشناسی زبان انگلیسی مقطع تدریس دوره ابتدایی