نقش آموزش و پرورش در بازتولید یا تغییر فرهنگ طبقاتی: یک تحلیل تاریخی فلسفی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CFTP12_1315

تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با رویکردی تاریخی فلسفی به بررسی نقش آموزش و پرورش در بازتولید یا تغییر فرهنگ طبقاتی می پردازد. مسئله اصلی تحقیق آن است که نظام های آموزشی، از گذشته تا امروز، تا چه اندازه در تقویت ساختارهای طبقاتی و انتقال نابرابری های فرهنگی موثر بوده اند، و در چه شرایطی می توانند به نیرویی برای دگرگونی فرهنگی و اجتماعی تبدیل شوند. برای تحلیل این مسئله، از چارچوب نظری مبتنی بر دیدگاه های بوردیو درباره بازتولید فرهنگی، نظریه انتقادی فریره درباره تعلیم رهایی بخش، و آرای دیویی و دورکیم درباره کارکردهای اجتماعی آموزش استفاده شده است. روش مطالعه، اسنادی تحلیلی است و داده ها از طریق بررسی منابع تاریخی آموزش در ایران، ادبیات فلسفه تعلیم و تربیت و نظریه های جامعه شناسی آموزش گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که آموزش و پرورش در تاریخ خود اغلب به بازتولید ساختارهای طبقاتی از طریق سازماندهی نابرابر فرصت های آموزشی، انتقال سرمایه فرهنگی مسلط و تثبیت ارزش های گروه های فرادست پرداخته است؛ با این حال، در برهه هایی که رویکردهای انتقادی، اصلاحی یا مردمی در سیاست گذاری آموزشی شکل گرفته، امکان تغییر فرهنگی و کاهش فاصله طبقاتی نیز فراهم شده است. در مجموع، نتیجه تحقیق بیانگر آن است که آموزش و پرورش نهادی دوگانه است: از یک سو می تواند نظم طبقاتی موجود را بازتولید کند و از سوی دیگر، در صورت تغییر رویکردها، سیاست ها و روش های تربیتی، قابلیت ایفای نقش در تحول فرهنگی و اجتماعی را دارد.

نویسندگان

سید توحید محمدی

دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه الکترونیکی پیام نور خوی

مهدی محمودی

دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.