نقش آموزگار در شکل گیری شخصیت و مهارت های اجتماعی دانش آموزان مقطع ابتدایی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23

فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CFTP12_1262

تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی جایگاه راهبردی و نقش کلیدی آموزگار در فرایند شکل گیری ابعاد شخصیتی و تثبیت مهارت های اجتماعی دانش آموزان در دوره ابتدایی می پردازد. دوران ابتدایی به عنوان ستون فقرات نظام آموزشی، حساس ترین مرحله برای نهادینه سازی الگوهای رفتاری، سازگاری های عاطفی و تعاملات اجتماعی است که در این میان، آموزگار فراتر از انتقال صرف دانش، در مقام یک مرجع تربیتی و الگوی رفتاری، تاثیری تعیین کننده بر ساختار شخصیتی متربیان ایفا می کند. این تحقیق با تکیه بر نظریات روان شناسی رشد و رویکردهای تربیتی نوین، نشان می دهد که فضای تعاملی کلاس درس و کیفیت رابطه عاطفی میان آموزگار و دانش آموز، متغیرهای اصلی در پرورش هوش هیجانی، اعتمادبه نفس و مهارت های حل مسئله به شمار می روند. تحلیل یافته ها حاکی از آن است که آموزگار با اتخاذ سبک های تدریس دموکراتیک و مشارکتی، می تواند بستری امن برای شکوفایی خلاقیت، مسئولیت پذیری اجتماعی و درک ارزش های اخلاقی فراهم آورد که زمینه ساز تاب آوری کودک در مواجهه با چالش های آتی است. در مقابل، فقدان رویکرد همدلانه یا برخوردهای مبتنی بر اقتدار مطلق، می تواند منجر به بروز آسیب های روانی، گوشه گیری اجتماعی و افت خودکارآمدی دانش آموزان شود که این امر ضرورت بازتعریف صلاحیت های حرفه ای معلمان را آشکار می سازد. یافته های پژوهش تاکید می ورزند که آموزگار توانمند با مدیریت هوشمندانه تفاوت های فردی و ایجاد محیطی مبتنی بر احترام متقابل، مستقیما بر رشد مهارت های ارتباطی و توانایی کار تیمی دانش آموزان اثرگذار است. این مطالعه در نهایت استدلال می کند که نهادینه کردن مهارت های اجتماعی در مدرسه، مستلزم تغییر نگرش از آموزش محوری به تربیت محوری است که در آن معلم به عنوان تسهیلگر روابط اجتماعی، پیوندی عمیق میان یادگیری رسمی و زندگی اجتماعی برقرار می سازد. بنابراین، ارتقای جایگاه حرفه ای و توانمندسازی آموزشی آموزگاران در زمینه علوم تربیتی و روان شناسی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای توسعه سرمایه های انسانی پایدار در جامعه است. نتایج این پژوهش بر این واقعیت تاکید دارد که کیفیت نظام آموزشی مستقیما با کیفیت تعاملات انسانی بین معلم و شاگرد در دوره ابتدایی پیوند خورده است. در نهایت، تدوین الگوهای نوین معلمی برای پاسخ به نیازهای پیچیده نسل جدید، زیربنای موفقیت های کلان نظام تعلیم و تربیت رسمی در تحقق اهداف غایی انسانی و اجتماعی محسوب می شود.

نویسندگان

زلیخا حبیبی

کارشناسی علوم تجربی(دبیری علوم تجربی)، آموزگار