تاثیر اعتیاد به شبکه های اجتماعی و بازی های آنلاین بر سلامت روان و تمرکز تحصیلی دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_1250
تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی، به واکاوی تاثیرات چندگانه و مخرب «اعتیاد به شبکه های اجتماعی و بازی های آنلاین» بر سلامت روان و تمرکز تحصیلی دانش آموزان می پردازد. عصر دیجیتال با گسترش بی سابقه پلتفرم های اجتماعی و بازی های برخط، نسل جوان را در معرض استفاده ای فزاینده و گاه آسیب زا قرار داده است؛ به گونه ای که مرز میان استفاده تفریحی و اعتیاد رفتاری در بسیاری از دانش آموزان محو شده و پیامدهای جبران ناپذیری بر سلامت روانی، کارکردهای شناختی و عملکرد تحصیلی آنان بر جای گذاشته است. این تحقیق با تکیه بر نظریه های اعتیاد رفتاری، مدل جبران سازی مصرفی و نظریه بار شناختی، نشان می دهد که استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی با ایجاد «اضطراب اجتماعی»، «ترس از دست دادن» و «مقایسه های اجتماعی مداوم»، موجب افزایش علائم اضطراب، افسردگی و کاهش بهزیستی روانی در دانش آموزان می شود و بازی های آنلاین نیز با طراحی الگوریتم های جلب توجه و ایجاد چرخه های پاداش فوری، به «اختلال در تنظیم هیجانی»، «انزوای اجتماعی» و «کاهش حس تعلق به مدرسه» می انجامند . تحلیل یافته ها حاکی از آن است که اعتیاد به این فناوری ها، از سه مسیر اصلی بر تمرکز تحصیلی تاثیر منفی می گذارد: نخست، «کاهش زمان اختصاص یافته به مطالعه و انجام تکالیف» که ناشی از غرق شدگی در محتوای دیجیتال و اختلال در مدیریت زمان است؛ دوم، «کاهش ظرفیت توجه و حافظه کاری» که بر اثر چندوظیفه گی دیجیتال و خستگی شناختی ناشی از پردازش مداوم اطلاعات رخ می دهد؛ و سوم، «افت کیفیت خواب و اختلال در چرخه خواب - بیداری» که به طور مستقیم بر کارکردهای اجرایی و توانایی یادگیری تاثیر می گذارد. در مقابل، غفلت از این آسیب ها و اتکای صرف به رویکردهای انضباطی و محدودکننده، می تواند به شکاف عمیق میان نهادهای تربیتی و واقعیت های زیستی دانش آموزان، افزایش مقاومت آنان و تداوم الگوهای رفتاری آسیب زا بینجامد که این وضعیت، ضرورت بازنگری در راهبردهای پیشگیرانه و مداخله ای را آشکار می سازد. یافته های پژوهش تاکید می ورزند که مواجهه موثر با اعتیاد دیجیتال، فراتر از هشدارهای اخلاقی و محدودیت های زمانی، مستلزم «توانمندسازی سواد رسانه ای»، «تقویت مهارت های خودتنظیمی»، «ایجاد جایگزین های سالم و جذاب» و «طراحی برنامه های مداخله ای مبتنی بر شواهد» در سطح فردی، خانوادگی و مدرسه ای است. این مطالعه در نهایت استدلال می کند که ارتقای سلامت روان و تمرکز تحصیلی دانش آموزان در عصر دیجیتال، مستلزم گذار از رویکردهای صرفا درمانی به سمت مدل های پیشگیرانه و تواناساز است که در آن، دانش آموزان به عنوان «عاملان آگاه و مسئول» در مواجهه با فناوری های دیجیتال توانمند شوند و نظام آموزشی با ایجاد بسترهای حمایتی و تربیتی، زمینه ساز شکل گیری الگوهای استفاده متعادل و سالم از فناوری گردد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم مهاجر اورسیجی
کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، مشاور مدرسه