بررسی پتانسیل های بکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی در تقویت مهارت های هنری و زبانی دانش آموزان مقطع ابتدایی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_1248
تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی، به واکاوی پتانسیل های بکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی در تقویت مهارت های هنری و زبانی دانش آموزان مقطع ابتدایی می پردازد. در عصر دیجیتال، سواد هوش مصنوعی و توانایی تعامل خلاقانه با ابزارهای هوشمند به عنوان یکی از شایستگی های بنیادین قرن بیست و یکم شناخته می شود؛ با این حال، نظام های آموزشی اغلب در بهره گیری از این ظرفیت ها برای پرورش مهارت های خلاقانه و زبانی کودکان با چالش مواجه اند. در این میان، ابزارهای هوش مصنوعی مولد با قابلیت هایی چون تولید تصویر از طریق پرامپت، خلق داستان و شعر، ترجمه و تحلیل متون، و ارائه بازخورد تعاملی، پتانسیل بی نظیری برای تبدیل دانش آموزان از مصرف کنندگان منفعل محتوای دیجیتال به «تولیدکنندگان خلاق و نقاد» فراهم آورده اند. پژوهش ها نشان داده اند که متون تولیدشده توسط کودکان در مقایسه با آثار هوش مصنوعی، از درجه ی اصالت و خلاقیت بالاتری برخوردارند، در حالی که متون هوش مصنوعی در دقت صوری و زبانی برتری دارند و این تفاوت می تواند به عنوان یک فرصت آموزشی برای پرورش ذهن نقاد و آگاهی از نسبت خلاقیت انسانی و ماشینی مورد استفاده قرار گیرد. در مقابل، اتکای صرف به ابزارهای هوش مصنوعی بدون هدایت و نظارت هدفمند، می تواند به کاهش مهارت های فکری، وابستگی به فناوری، تضعیف خلاقیت اصیل و شکل گیری سوءبرداشت های اخلاقی در دانش آموزان منجر شود، وضعیتی که ضرورت توانمندسازی معلمان و طراحی چارچوب های آموزشی اخلاقی را آشکار می سازد. یافته های پژوهش تاکید می ورزند که ابزارهای هوش مصنوعی، فراتر از ابزارهای کمکی، به عنوان «محرک های خلاقیت» و «هم نشینان دیالکتیکی» در فرآیند یادگیری هنر و زبان عمل می کنند که با فراهم آوردن فضایی برای آزمایش، پرسش گری و بازآفرینی، بستری برای پرورش تفکر خلاق، استدلال زبانی و سواد بصری دانش آموزان فراهم می آورند. نتایج نشان داد که ادغام هوشمندانه و اخلاقی ابزارهای هوش مصنوعی در برنامه های درسی هنر و زبان مقطع ابتدایی، مستلزم گذار از رویکردهای سنتی و معلم محور به سمت مدل های یادگیری خلاقانه، مشارکتی و دانش آموز - محور است که در آن، کودک به عنوان «آفریننده ای خلاق و نقاد» در تعامل با فناوری، به کشف و خلق معنا می پردازد. بنابراین، توانمندسازی معلمان در حوزه سواد هوش مصنوعی، طراحی فعالیت های مبتنی بر پرامپت نویسی و داستان سرایی تعاملی، و تدوین چارچوب های اخلاقی برای استفاده از هوش مصنوعی در کلاس، نه یک انتخاب روش شناختی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای پرورش نسلی خلاق، دارای سواد زبانی و بصری در عصر دیجیتال محسوب می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم انصاری
کارشناسی مدیریت آموزشی، آموزگار
رقیه امیری رسکتی
کارشناسی ادبیات فارسی، آموزگار