بررسی تاثیر آموزش تفکر انتقادی بر خلاقیت، خودتنظیمی یادگیری و انگیزش پیشرفت دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_1224
تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش تفکر انتقادی بر خلاقیت، خودتنظیمی یادگیری و انگیزش پیشرفت دانش آموزان دوره ابتدایی شهر میناب انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره ابتدایی مدارس دولتی شهر میناب در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بود که از میان آن ها تعداد ۶۰ دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۶۰ دقیقه ای تحت آموزش برنامه تفکر انتقادی مبتنی بر مهارت های تحلیل، استدلال، ارزیابی شواهد، حل مسئله، پرسشگری و تصمیم گیری منطقی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل در طول دوره پژوهش آموزش های معمول مدرسه را دریافت کرد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه خلاقیت عابدی (عابدی، ۱۹۹۳) برای سنجش میزان خلاقیت، پرسشنامه خودتنظیمی یادگیری بوفارد، بویسورت، وزئو و لاروچه (بوفارد و همکاران، ۱۹۹۵) برای ارزیابی توانایی مدیریت و تنظیم فرایند یادگیری و پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس (هرمنس، ۱۹۷۰) برای اندازه گیری میزان تلاش، پشتکار و تمایل دانش آموزان به دستیابی به موفقیت تحصیلی بود. داده های پژوهش پس از جمع آوری با استفاده از روش های آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و تحلیل کوواریانس تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش تفکر انتقادی تاثیر معناداری بر مجموعه متغیرهای پژوهش داشته است (p<۰.۰۱, Wilks’ λ=۰.۴۲۱). همچنین نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش تفکر انتقادی موجب افزایش معنادار خلاقیت دانش آموزان (p<۰.۰۱, η²=۰.۳۸)، بهبود خودتنظیمی یادگیری (p<۰.۰۱, η²=۰.۴۳) و افزایش انگیزش پیشرفت (p<۰.۰۱, η²=۰.۴۱) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. همچنین نتایج نشان داد میزان اثر آموزش تفکر انتقادی بر متغیرهای مورد بررسی قابل توجه بوده و این برنامه آموزشی توانسته است بخش قابل توجهی از تغییرات مربوط به خلاقیت، خودتنظیمی یادگیری و انگیزش پیشرفت دانش آموزان را تبیین نماید. یافته های پژوهش حاضر با نتایج مطالعات پیشین همسو بوده و نشان می دهد که آموزش تفکر انتقادی می تواند به عنوان یک رویکرد آموزشی موثر برای پرورش توانایی های شناختی، افزایش استقلال یادگیری و تقویت انگیزه های پیشرفت در دانش آموزان دوره ابتدایی مورد استفاده قرار گیرد. بر این اساس، گنجاندن برنامه های آموزش تفکر انتقادی در فعالیت های آموزشی مدارس می تواند زمینه مناسبی برای تربیت یادگیرندگانی فعال، خلاق، خودراهبر و توانمند در مواجهه با مسائل مختلف فراهم سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه سالاری بنگ
کارشناسی الهیات ومعارف، واحد دهبارز، دانشگاه پیام نور ، ایران
زهرا عربی چلوئی
کارشناسی حسابداری ، واحد میناب، دانشگاه آزاد اسلامی ، ایران
لیلا زیدآبادی نژاد
کارشناسی زبان وادبیات فارسی، واحد میناب، دانشگاه آزاد اسلامی ، ایران
مریم سالاری
فوق لیسانس زبان وادبیات فارسی، واحد میناب، دانشگاه آزاد اسلامی ، ایران