بررسی تاثیر بهزیستی دیجیتال بر خودتنظیمی، سلامت روان و کیفیت یادگیری دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32

فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CFTP12_1221

تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر بهزیستی دیجیتال بر خودتنظیمی، سلامت روان و کیفیت یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی شهر میناب انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره ابتدایی مدارس شهر میناب در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ بود که تعداد آنان حدود ۸۰۰۰ نفر برآورد شد. بر اساس جدول مورگان و با در نظر گرفتن شرایط اجرایی پژوهش، تعداد ۲۵۰ نفر از دانش آموزان با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی دیجیتال باکستر و همکاران (۲۰۲۲)، پرسشنامه خودتنظیمی یادگیری زیمرمن و مارتینز پونز (۱۹۸۶)، پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (۱۹۷۲) و پرسشنامه کیفیت یادگیری بیگز و همکاران (۲۰۰۱) استفاده شد. روایی ابزارها از طریق نظر متخصصان و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد و همچنین آمار استنباطی شامل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که بهزیستی دیجیتال توانایی پیش بینی معنادار خودتنظیمی، سلامت روان و کیفیت یادگیری دانش آموزان را دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که بهزیستی دیجیتال بر خودتنظیمی دانش آموزان تاثیر مثبت و معناداری دارد (β=۰.۵۸, p<۰.۰۱)، بر سلامت روان دانش آموزان تاثیر مثبت و معناداری دارد (β=۰.۳۹, p<۰.۰۱) و بر کیفیت یادگیری دانش آموزان نیز تاثیر مثبت و معناداری دارد (β=۰.۵۳, p<۰.۰۱). همچنین نتایج فرضیه اصلی نشان داد که بهزیستی دیجیتال توانسته است حدود ۴۵ درصد از واریانس مشترک متغیرهای خودتنظیمی، سلامت روان و کیفیت یادگیری را تبیین کند (R²=۰.۴۵, p<۰.۰۱). یافته ها بیانگر آن است که دانش آموزانی که از سطح بالاتری از بهزیستی دیجیتال برخوردار هستند، توانایی بیشتری در مدیریت رفتارها و فعالیت های یادگیری خود داشته، از سلامت روان مطلوب تری بهره مند بوده و کیفیت یادگیری بالاتری را تجربه می کنند. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که بهزیستی دیجیتال یکی از عوامل موثر در ارتقای پیامدهای آموزشی و روان شناختی دانش آموزان محسوب می شود و توجه به آموزش مهارت های مرتبط با استفاده سالم، آگاهانه و هدفمند از فناوری های دیجیتال می تواند نقش مهمی در بهبود فرایند یادگیری و سلامت روان دانش آموزان ایفا کند.

نویسندگان

شمسی زارعی

کارشناسی آموزش ابتدایی ، واحد میناب، دانشگاه آزاد اسلامی ، ایران

سمانه رستم زاده

کارشناسی آموزش ابتدایی ، واحد میناب، دانشگاه آزاد اسلامی ، ایران

مرضیه رستم زاده

کارشناسی زبان وادبیات فارسی، واحد میناب، دانشگاه آزاد اسلامی ، ایران

مریم رستم زاده

فوق دیپلم دینی و عربی ، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی ، ایران