نقش واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در درک مفاهیم انتزاعی درس شیمی دبیرستان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_3544

تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی به واکاوی نقش واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در درک مفاهیم انتزاعی درس شیمی دبیرستان می پردازد. در عصر حاضر که آموزش شیمی با چالش جدی انتقال مفاهیم انتزاعی و غیرقابل مشاهده نظیر ساختار اتم، پیوندهای شیمیایی، واکنش های مولکولی و تعادل های شیمیایی به دانش آموزان روبرو است، اتکای صرف به روش های سنتی تدریس که مبتنی بر حفظ طوطی وار فرمول ها، معادلات و اصطلاحات شیمیایی است، دیگر نمی تواند به درک عمیق، ارتباطی و کاربردی از این مفاهیم منجر شود. مفاهیم شیمیایی مانند آرایش الکترونی، اوربیتال های مولکولی، مکانیسم واکنش ها و برهم کنش های بین مولکولی، به دلیل ماهیت انتزاعی و سطح زیرمیکروسکوپی خود، نیازمند رویکردهایی هستند که دانش آموزان را از حافظه محوری صرف خارج کرده و به کاوشگری، استدلال علمی و حل مسئله در بسترهای تعاملی و موقعیت های عینی سوق دهند. در این میان، فناوری های واقعیت افزوده و واقعیت مجازی به عنوان ابزارهای نوین آموزشی، با تبدیل مفاهیم انتزاعی به تجربیات بصری، تعاملی و غوطه ور، شکاف میان «دانش نظری» و «تصور ذهنی» را پر می کنند. پژوهش ها نشان داده اند که استفاده از واقعیت افزوده در آموزش شیمی، به طور معناداری به درک عمیق تر مفاهیم انتزاعی، افزایش تعامل دانش آموزان و بهبود نگرش آنان نسبت به شیمی منجر می شود. در مقابل، اتکای صرف به روش های سنتی و آموزشی مبتنی بر تجرید محض، می تواند به بروز فرسودگی ذهنی، یادگیری سطحی و گسست میان دانش آموز با واقعیت های علمی شود که این وضعیت، ضرورت بازنگری در زیرساخت های آموزشی را آشکار می سازد. یافته های پژوهش تاکید می ورزند که واقعیت افزوده و واقعیت مجازی، فراتر از ابزارهای کمکی، به عنوان «واسطه های شناختی» و «فضاهای شبیه سازی تجربی» عمل می کنند که با فراهم آوردن بازخوردهای آنی، محیط های آزمون و خطا و امکان تعامل با پدیده های نامرئی، بستری برای پرورش تفکر انتقادی، درک عمیق تر از روابط علت و معلولی و مهارت های حل مسئله فراهم می آورند. از طرفی، توانمندسازی معلمان در زمینه مدیریت کلاس های مبتنی بر واقعیت افزوده و مجازی و طراحی فعالیت های یادگیری تعاملی، نه یک انتخاب تکنولوژیک، بلکه یک ضرورت راهبردی برای ارتقای کیفیت یادگیری در عصر دیجیتال محسوب می شود. نتایج بر این واقعیت تاکید دارد که کیفیت آموزش شیمی در قرن بیست و یکم، مستقیما با توانایی نظام آموزشی در هم افزایی میان مفاهیم کلاسیک شیمی و ابزارهای نوظهور دیجیتال گره خورده است.

نویسندگان

فاطمه افتخاری نسب

فوق لیسانس شیمی آلی، دبیر شیمی