از سنجش تا ساماندهی: الگوی یکپارچه ارزیابی و بهره وری نیروی انسانی در سازمان های پویا

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CFTP12_1072

تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405

چکیده مقاله:

در محیط کسب وکار معاصر، سازمان های پویا با چالش های پیچیده ای در زمینه ارزیابی و ساماندهی بهینه نیروی انسانی مواجه اند. هدف این پژوهش طراحی و ارائه الگوی یکپارچه ای است که فرآیند سنجش عملکرد را به ساماندهی استراتژیک منابع انسانی پیوند دهد و بهره وری سازمانی را در شرایط پویا و متغیر افزایش دهد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از مرور نظام مند ادبیات موضوع، تحلیل محتوای کیفی و بررسی تطبیقی نظام های ارزشیابی موجود در سازمان های پیشرو، داده های مورد نیاز گردآوری شده است. مدل تحلیل بر پایه رویکرد ترکیبی استوار است که نظریه های تعیین اهداف (Locke & Latham)، نظریه انتظار (Vroom) و دیدگاه منابع محور (Barney) را با یافته های تجربی سازمان های موفق تلفیق می کند. در این مدل، شاخص های کمی و کیفی عملکرد، شایستگی های رفتاری، و همسویی استراتژیک به صورت یکپارچه مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوی پیشنهادی شامل پنج مرحله کلیدی است: (۱) تحلیل نیازهای استراتژیک و شناسایی شایستگی های حیاتی، (۲) طراحی نظام ارزشیابی چندبعدی با ترکیب روش های سنتی و نوین، (۳) اجرای فرآیند سنجش مستمر با بهره گیری از فناوری های دیجیتال، (۴) تحلیل داده ها و ارائه بازخورد سازنده، و (۵) ساماندهی و بهینه سازی نیروی انسانی بر مبنای نتایج ارزشیابی. نتایج تحلیل نشان داد که سازمان هایی که از این الگوی یکپارچه استفاده می کنند، به طور میانگین ۲۸-۳۵ درصد افزایش بهره وری، ۴۰ درصد کاهش در نرخ جابجایی کارکنان، و ۵۲ درصد بهبود در رضایت شغلی را تجربه کرده اند. همچنین، یافته ها حاکی از آن است که استفاده از سیستم های اطلاعاتی منابع انسانی (HRIS) و تحلیل داده های کلان (Big Data Analytics) در فرآیند ارزشیابی، دقت تصمیم گیری های مدیریتی را تا ۴۵ درصد افزایش می دهد. نتیجه گیری کلی این است که موفقیت در ارزشیابی و ساماندهی نیروی انسانی مستلزم نگاهی سیستمی، یکپارچه و مبتنی بر داده است که فرآیند سنجش را از یک رویداد دوره ای به یک چرخه مستمر بهبود تبدیل کند و آن را با استراتژی های کلان سازمان همسو سازد.

نویسندگان

علی قلی زادگورانی

کارشناسی آموزش ابتدایی ، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی ، معلم رسمی آموزش و پرورش.

امیررضا حسنی خلیفانی

دانشجوی کارشناسی آموزش عربی دانشگاه فرهنگیان پردیس شهیدرجایی ارومیه.