چگونه توانستم با استفاده از آموزش مهارت های خودکنترلی، تقویت رفتارهای مثبت و همکاری با خانواده، رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی مدرسه ۱۲ بهمن اردبیل را کاهش دهم؟

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CFTP12_1058

تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405

چکیده مقاله:

رفتارهای پرخاشگرانه در دانش آموزان دوره ابتدایی یکی از مسائل مهم و چالش برانگیز در محیط های آموزشی به شمار می رود که می تواند بر فرایند یاددهی–یادگیری، کیفیت تعاملات اجتماعی، امنیت روانی کلاس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر منفی بگذارد. این رفتارها معمولا به صورت درگیری های کلامی و فیزیکی، بی توجهی به قوانین کلاس، واکنش های هیجانی شدید و ناتوانی در کنترل خشم بروز می کند. هدف از انجام این اقدام پژوهی، بررسی و کاهش رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی از طریق آموزش مهارت های خودکنترلی، تقویت رفتارهای مثبت و جلب همکاری خانواده بوده است. این پژوهش با رویکرد اقدام پژوهی و به صورت کیفی–توصیفی در یک بازه زمانی چهار ماهه تحصیلی اجرا شد.در مرحله نخست، اطلاعات لازم از طریق مشاهده مستقیم رفتار دانش آموز در محیط کلاس و زنگ تفریح، مصاحبه با والدین، گفت وگو با خود دانش آموز، بررسی پرونده تحصیلی و مشورت با همکاران آموزشی جمع آوری گردید. تحلیل داده ها نشان داد که مهم ترین عوامل بروز رفتارهای پرخاشگرانه شامل ضعف در مهارت های خودکنترلی، پایین بودن تحمل ناکامی، ناتوانی در بیان صحیح احساسات و کمبود تقویت مثبت در محیط های خانه و مدرسه است. بر اساس یافته ها، مجموعه ای از راهکارهای اصلاحی شامل آموزش مهارت های کنترل خشم (مانند توقف، فکر کردن و انتخاب پاسخ مناسب)، استفاده از تقویت مثبت، واگذاری مسئولیت های کلاسی، اجرای فعالیت های گروهی هدفمند و برگزاری جلسات منظم با والدین طراحی و اجرا شد. نتایج حاصل از اجرای این مداخلات نشان داد که رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان به طور قابل توجهی کاهش یافته و در مقابل، میزان همکاری، مسئولیت پذیری، تعامل مثبت با همسالان و توانایی کنترل هیجانات افزایش یافته است. همچنین فضای کلاس از نظر روانی آرام تر شده و سایر دانش آموزان احساس امنیت بیشتری در محیط یادگیری داشته اند. یافته های این پژوهش با نظریه یادگیری اجتماعی بندورا (Bandura, ۱۹۷۷)، نظریه تقویت رفتار اسکینر (Skinner, ۱۹۵۳)و نظریه هوش هیجانی گلمن (Goleman, ۱۹۹۵) همخوانی دارد و نشان می دهد که آموزش مهارت های خودکنترلی و استفاده از رویکردهای تشویقی در کنار همکاری خانواده می تواند نقش موثری در اصلاح رفتارهای ناسازگار دانش آموزان داشته باشد. در نهایت، این اقدام پژوهی بر اهمیت نقش معلم به عنوان تسهیل گر یادگیری اجتماعی و هیجانی تاکید می کند و پیشنهاد می دهد که آموزش مهارت های زندگی و برنامه های تقویت رفتار مثبت به صورت نظام مند در مدارس دوره ابتدایی اجرا شود.

نویسندگان

سکینه محمدآذر

کارشناسی ارشد، تربیت بدنی، دانشگاه آزاد اسلامی.اداره آموزش و پرورش استان اردبیل، مدرسه ۱۲بهمن اردبیل