تحلیل روان شناختی مفهوم خودآگاهی در غزلیات مولانا بر اساس مولفه های روان شناسی مثبت گرا
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_1046
تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405
چکیده مقاله:
خودآگاهی از بنیادی ترین مفاهیم در روان شناسی معاصر و از درون مایه های برجسته در ادبیات عرفانی فارسی است. در غزلیات مولانا، انسان همواره در مسیر شناخت خویشتن، عبور از خود محدود و دستیابی به سطحی والاتر از معنا، عشق و تعالی روانی قرار دارد. این مقاله با هدف تحلیل روان شناختی مفهوم خودآگاهی در غزلیات مولانا و تبیین نسبت آن با مولفه های روان شناسی مثبت گرا انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای است. جامعه پژوهش را غزلیات مولانا در دیوان شمس تشکیل می دهد و داده ها بر اساس مضامین مرتبط با خودشناسی، معناجویی، امید، شکوفایی، هیجان های مثبت و تعالی فردی بررسی شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که خودآگاهی در غزلیات مولانا صرفا شناخت فرد از حالات درونی خویش نیست، بلکه فرآیندی پویا برای رهایی از خودمحوری، کشف معنا، تجربه عشق، رسیدن به آرامش درونی و گسترش ظرفیت های انسانی است. این نگرش با برخی مولفه های روان شناسی مثبت گرا، به ویژه نظریه شکوفایی، معنا، هیجان های مثبت و رشد توانمندی های فردی، هم خوانی قابل توجهی دارد. بر این اساس، می توان غزلیات مولانا را بستری غنی برای بازخوانی مفاهیم روان شناختی معاصر دانست؛ متنی که در آن خودآگاهی نه تنها مقدمه شناخت نفس، بلکه راهی برای کمال، بهزیستی روانی و تجربه زیستی معنادار تلقی می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
جلیل حاجیلو
استادیار روانشناسی ، دانشگاه پیام نور، تهران ، ایران.
رضا پاشازاده
دانشجو معلم کارشناسی آموزش ادبیات فارسی ، دانشگاه فرهنگیان آذربایجان غربی ، ایران.
امیرحسین ایرانی فر
دانشجو معلم کارشناسی آموزش ادبیات فارسی ، دانشگاه فرهنگیان آذربایجان غربی ، ایران.
مهدی عدلی قرطاول
دانشجو معلم کارشناسی آموزش ادبیات فارسی ، دانشگاه فرهنگیان آذربایجان غربی ، ایران