نقش تدریس مبتنی بر مسئله در پرورش تفکر سیستمی و حل مسئله در درس جغرافیا

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_3478

تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی به واکاوی نقش تدریس مبتنی بر مسئله در پرورش تفکر سیستمی و حل مسئله در درس جغرافیا می پردازد. در عصر حاضر که آموزش جغرافیا با چالش جدی انتقال مفاهیم پیچیده و چندلایه ای نظیر تغییرات اقلیمی، بحران آب، رشد جمعیت و نابرابری های فضایی به دانش آموزان روبرو است، اتکای صرف به روش های سنتی تدریس که مبتنی بر حفظ اسامی، موقعیت ها و اطلاعات آماری است، دیگر نمی تواند به درک عمیق، ارتباطی و کاربردی از این مفاهیم منجر شود. مفاهیم جغرافیایی مانند سیستم های طبیعی-انسانی، چرخه های زیست محیطی و روابط متقابل فضا و جامعه، به دلیل ماهیت سیستمی و وابسته به زمینه، نیازمند رویکردهایی هستند که دانش آموزان را از حافظه محوری صرف خارج کرده و به کاوشگری، تحلیل روابط چندوجهی و حل مسئله در موقعیت های واقعی و شبیه سازی شده سوق دهند. تدریس مبتنی بر مسئله، به عنوان یکی از روش های نوین و فعال یادگیری، با ارائه مسائل واقعی و چالش برانگیز جغرافیایی (مانند تحلیل علل خشکسالی، بررسی پیامدهای مهاجرت یا ارائه راهکارهای مدیریت شهری)، دانش آموزان را به چالش می کشد تا فرآیند تحلیل مسئله را گام به گام بررسی کنند، مولفه های تاثیرگذار را شناسایی نمایند، روابط علت و معلولی میان آن ها را تحلیل کنند و راهکارهای چندبعدی ارائه دهند و در این مسیر، ناگزیر به بازبینی مفروضات خود، بازاندیشی در درک مفاهیم و ایجاد ارتباط میان نظریه و عمل می شوند. این رویکرد، با ایجاد فضایی فعال، پرسش برانگیز و مشارکتی، نه تنها به درک عمیق تر و مفهومی تر از اصول جغرافیایی و تفکر سیستمی منجر می شود، بلکه مهارت های حل مسئله، کار گروهی، استدلال فضایی و تصمیم گیری مبتنی بر شواهد دانش آموزان را نیز به طور چشمگیری تقویت می نماید. پژوهش های متعدد نشان داده اند که یادگیری مبتنی بر مسئله در آموزش جغرافیا، به طور قابل توجهی توانایی دانش آموزان را در شناخت پیچیدگی های سیستم های طبیعی - انسانی، تحلیل روابط غیرخطی و ارائه راهکارهای پایدار افزایش می دهد. پژوهش حاضر با تحلیل شواهد علمی و تجارب آموزشی موجود، بر این باور است که تدریس مبتنی بر مسئله، با فراهم آوردن موقعیت های یادگیری معنادار و چالش برانگیز، می تواند شکاف عمیق میان دانش نظری جغرافیا و کاربرد عملی آن را پر کرده و دانش آموزان را از یک دریافت کننده منفعل اطلاعات به یک پژوهشگر، تحلیلگر و شهروندی مسئول و دارای تفکر سیستمی در حوزه مسائل جغرافیایی و زیست محیطی تبدیل نماید و به این ترتیب، به یکی از موثرترین راهبردهای آموزشی در ارتقاء کیفیت یادگیری مفاهیم پیچیده جغرافیایی در دبیرستان تبدیل شود.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

مریم کلانتری

لیسانس جغرافیا، دبیر جغرافیا