کاربرد هوش مصنوعی در بازآفرینی نقوش سنتی و ارتقای کیفیت طراحی منسوجات اصیل ایرانی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_3400

تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی، به واکاوی نقش راهبردی و تاثیرات چندگانه «هوش مصنوعی» در بازآفرینی نقوش سنتی و ارتقای کیفیت طراحی منسوجات اصیل ایرانی می پردازد. هنر نساجی ایران به عنوان یکی از کهن ترین و ارزشمندترین میراث های فرهنگی، به دلیل غنای بصری، تنوع نقوش و پیوند عمیق با هویت تاریخی و قومی، همواره جایگاهی والا در هنرهای ایرانی داشته است. با این حال، در عصر جهانی سازی و تولید انبوه صنعتی، طراحی منسوجات اصیل ایرانی با چالش های جدی نظیر فراموشی نقوش کهن، کاهش خلاقیت طراحان، یکنواختی الگوها و فاصله گرفتن از هویت فرهنگی مواجه است. در این میان، هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری تحول آفرین، با قابلیت هایی چون تحلیل الگوریتمی نقوش، تولید فرم های جدید بر اساس سبک های تاریخی، شخصی سازی طرح ها و تسریع فرآیند طراحی، شکاف میان «میراث گذشته» و «ایجاد معاصر» را پر می کند. این تحقیق با تکیه بر نظریه های طراحی محاسباتی، یادگیری ماشین و هنر دیجیتال، نشان می دهد که شبکه های عصبی مولد و مدل های یادگیری عمیق با تحلیل میلیون ها نمونه از نقوش سنتی (نظیر اسلیمی ها، ختایی ها، هندسی ها و نقوش حیوانی- انسانی) و شناسایی الگوهای پنهان، امکان تولید طرح های نوینی را فراهم می آورند که هم زمان دارای اصالت بصری و خلاقیت نوین هستند. تحلیل یافته ها حاکی از آن است که هوش مصنوعی از چهار مسیر اصلی به بازآفرینی نقوش و ارتقای کیفیت طراحی کمک می کند: نخست، «احیاء و بازسازی نقوش فراموش شده» از طریق بازسازی دیجیتال و ارائه تنوع های نوین از نقوش کهن که امکان تولید و به کارگیری آن ها در صنعت امروز را فراهم می آورد. شبکه های عصبی مولد با استفاده از تکنیک های Style Transfer و GANها، نقوش تاریخی را با سبک های معاصر تلفیق کرده و آثاری خلق می کنند که هم زمان اصالت گذشته و زیبایی شناسی امروز را در خود جای داده اند. دوم، «تولید ترکیب های نوآورانه از نقوش» که با بهره گیری از الگوریتم های خلاقه، ترکیب های بدیع و غافلگیرکننده ای از نقوش مختلف ارائه می دهد که طراحان انسانی به دلیل محدودیت های شناختی به آن ها دست نمی یابند. سوم، «شخصی سازی طرح ها» بر اساس سلیقه بازار و نیازهای مخاطب که با تحلیل داده های مصرف کنندگان، به تولید طرح های متناسب با ذائقه های مختلف می انجامد و چهارم، «بهینه سازی کیفیت بصری، رنگرزی و بافت» با استفاده از شبیه سازی های دیجیتال که به کاهش خطاهای تولید و افزایش کیفیت نهایی محصول منجر می شود. در مقابل، اتکای صرف به روش های سنتی و تکیه بر حافظه ی محدود انسانی، می تواند به کاهش تنوع طرح ها، فراموشی گنجینه ی عظیم نقوش ایرانی و ناتوانی در پاسخگویی به نیازهای بازار معاصر منجر شود که این وضعیت، ضرورت بهره مندی از توانمندی های هوش مصنوعی را آشکار می سازد.

نویسندگان

لیلا فلاح لاکدشتی

کارشناس ارشد طراحی پارچه و لباس، دانشگاه آزاد اسلامی قائمشهر