موانع روان شناختی پذیرش فناوری های نوین تدریس توسط معلمان و راهکارهای غلبه بر آنها در نظام های آموزشی در حال گذار
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_963
تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405
چکیده مقاله:
پذیرش و به کارگیری فناوری های نوین آموزشی توسط معلمان، یکی از چالش برانگیزترین موضوعات نظام های آموزشی در عصر تحول دیجیتال محسوب می شود. با وجود سرمایه گذاری های گسترده در زیرساخت های فناورانه، بسیاری از معلمان در به کارگیری موثر این ابزارها در کلاس درس با دشواری مواجه هستند و این شکاف میان دسترسی به فناوری و استفاده موثر از آن، ریشه در عوامل روان شناختی، فردی، سازمانی و فرهنگی دارد. مقاله حاضر با رویکرد مروری و با هدف تحلیل ابعاد روان شناختی پذیرش فناوری های نوین تدریس توسط معلمان و ارائه راهکارهای عملی برای غلبه بر موانع موجود در نظام های آموزشی در حال گذار تدوین شده است. یافته ها نشان می دهد که مدل های نظری پذیرش فناوری مانند مدل پذیرش فناوری دیویس، نظریه یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری ونکاتش، و نظریه انتشار نوآوری ها راجرز، چارچوب های مناسبی برای تبیین عوامل موثر بر پذیرش فناوری توسط معلمان فراهم می آورند. بر اساس این چارچوب ها، ادراک سودمندی، ادراک سهولت استفاده، نفوذ اجتماعی، خودکارآمدی فناورانه، و شرایط تسهیل کننده از مهم ترین پیش بینی کننده های پذیرش فناوری هستند. موانع فردی مانند کمبود سواد دیجیتال، اضطراب فناورانه، نگرش منفی به تغییر و مقاومت روان شناختی، و موانع سازمانی مانند کمبود زیرساخت ها، حمایت ناکافی مدیریتی، فقدان آموزش های ضمن خدمت موثر و فشار کاری، از جمله مهم ترین چالش های فراروی معلمان در نظام های آموزشی در حال گذار هستند. همچنین، عوامل فرهنگی مانند باورهای سنتی درباره نقش معلم و تدریس، و تفاوت های نسلی و منطقه ای در دسترسی به فناوری، بر فرایند پذیرش تاثیر می گذارند. نتیجه آنکه گذار موفق از روش های سنتی به رویکردهای دیجیتال در آموزش، نیازمند رویکردی چندلایه و سیستماتیک است که در آن توانمندسازی معلمان، تامین زیرساخت های مناسب، حمایت مدیریتی، طراحی برنامه های توسعه حرفه ای مستمر، و ایجاد فرهنگ پذیرش فناوری به طور هم زمان مدنظر قرار گیرد و این رویکرد، نیازمند عزم جمعی و همکاری همه نهادهای مرتبط با نظام آموزشی است.
کلیدواژه ها:
: پذیرش فناوری ، معلمان ، مدل پذیرش فناوری ، نظام های آموزشی در حال گذار ، توسعه حرفه ای ، روان شناسی تربیتی
نویسندگان
مهتاب نیاقیها
کارشناسی ارشد مدیریت تربیت بدنی
مرضیه قاسمی ،
لیسانس علوم اجتماعی
پارمیس علیپور قاسم آباد
کارشناسی ارشد روانشناسی صنعتی و سازمانی