طبیعت انگاری استعاری در غزلیات شمس
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_865
تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405
چکیده مقاله:
طبیعت و عناصر آن همواره در ادبیات عرفانی فارسی نقشی فراتر از یک مکان یا بستر ساده داشته اند، اما در غزلیات شمس تبریزی، این عناصر به سطحی از رمزپردازی و استعاره پردازی ارتقا یافته اند که آن را از سنت پیش از خود متمایز می سازد. پژوهش پیش رو با بهره گیری از روش کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی، به بررسی چیستی و چگونگی کارکرد استعاری عناصر طبیعت در دیوان کبیر پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که طبیعت در غزلیات شمس نه تنها بستری برای توصیف، بلکه ابزاری تعلیمی و زبانی برای تبیین مفاهیم انتزاعی عرفانی همچون فنا، بقا، عشق و وحدت وجود است. از آب به مثابه نماد زندگی و رحمت الهی، از خورشید و نور به عنوان نماد حقیقت و هدایت، از باد و خاک به مثابه نمادهای فنا و انحلال در هستی، و از لولی و موسیقی به عنوان نماد رهایی از قیود شریعت محور، استفاده شده است. این مقاله با تکیه بر نظریه استعاره مفهومی و نمادشناسی عرفانی، به تحلیل شبکه ای از این استعاره ها پرداخته و نشان می دهد که طبیعت در غزلیات شمس نه یک عنصر حاشیه ای، بلکه بخشی جدایی ناپذیر از نظام معرفتی مولاناست.
کلیدواژه ها:
طبیعت انگاری استعاری در غزلیات شمس
نویسندگان
مهدی صادقی،
استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان تهران-۱
سید علی حاجی میرزائی
۲-دانشجوی کارشناسی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان یزد