اقدام پژوهی : چگونه توانستم با طراحی و اجرای الگوی یادگیری معکوس مبتنی بر هوش مصنوعی و محتوای چندرسانه ای تعاملی در بستر پیام رسان های آموزشی، کیفیت یادگیری و مشارکت فعال دانش آموزان را ارتقا دهم؟
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
فایل این مقاله در 61 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_787
تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405
چکیده مقاله:
این اقدام پژوهی با هدف ارتقای کیفیت یادگیری و افزایش مشارکت فعال دانش آموزان پایه ششم دبستان در کلاس های مجازی ترکیبی (بسترهای شاد و ایتا) در شرایط جنگی و ناپایداری اینترنت انجام شد. مسئله اصلی پژوهش، کاهش چشمگیر مشارکت (زیر ۳۰%)، افت انگیزش و سطحی شدن یادگیری دانش آموزان در دوره قبل از مداخله (اواخر اسفند و فروردین) بود که به دلیل یک سویه بودن تدریس، نبود بازخورد فوری، محتوای لینکی و طولانی، زمان نامناسب کلاس (۶ تا ۸ شب) و ضعف زیرساخت ها ایجاد شده بود. روش پژوهش از نوع اقدام پژوهی با رویکرد نظریه محور (مدل استرینگر) و با بهره گیری از روش شناسی چندروشی (ترکیبی از داده های کمی و کیفی) بود. شواهد شماره یک از طریق مشاهده مشارکتی، پرسشنامه های محقق ساخته (با روایی و پایایی تاییدشده) و مصاحبه با والدین و مدیر گردآوری شد. بر اساس تحلیل علل (مدل ماهی استخوان و ماتریس اولویت بندی)، الگوی «یادگیری معکوس مبتنی بر هوش مصنوعی (مدل هایفی-فلیپد)» به همراه تولید محتوای کوتاه آفلاین (فیلم های نوت بوک ال ام، اینفوگرافیک گپ جی پی تی، انیمیشن های رخودساخته)، بازخورد فوری شبانه، تلفیق دروس با اسکرچ جونیور و مهارت تاب آوری، برگزاری ۵ جلسه حضوری رفع اشکال، و استفاده از لیست نظارت روزانه در ایتا طراحی و به مدت سه ماه (اسفند تا اردیبهشت) اجرا شد. شواهد شماره دو پس از اجرا از طریق مصاحبه، پرسشنامه، تحلیل نمرات و پروژه های دانش آموزان گردآوری گردید. یافته ها نشان داد که میانگین نمرات ارزشیابی تکوینی از ۱۲ به ۱۸/۱ از ۲۰ (رشد ۵۰%)، نرخ مشارکت فعال از ۳۰% به بیش از ۷۵% و نرخ ارسال تکالیف از ۵۰% به ۸۵% افزایش یافت. نتایج آزمون تی زوجی تفاوت معنادار (۰/۰۰۱>p، ۲/۹۴=d کوهن) را تایید کرد. همچنین ۸۹% والدین بهبود انگیزه فرزند خود را گزارش کردند و دانش آموزان نگرش خود را از «کلاس خسته کننده و تحمیلی» به «تجربه ای جذاب، شبیه بازی و هویت بخش» تغییر دادند. الگوی اجراشده با نظریه های سازنده گرایی و اتصال گرایی همخوانی دارد و به عنوان مدلی عملی و مقاوم برای شرایط بحرانی پیشنهاد می شود. محدودیت اصلی، حجم نمونه و وابستگی به مهارت پژوهشگر است، اما اندازه اثر بسیار بزرگ نشان دهنده تاثیر عملی قابل توجه مداخله می باشد.
کلیدواژه ها:
اقدام پژوهی ، یادگیری معکوس ، هوش مصنوعی در آموزش ، مشارکت فعال ، شرایط جنگی ، پایه ششم ، اسکرچ ، تاب آوری ، مدل هایفی-فلیپد.
نویسندگان
راحله زارع زاده مهریزی
کارشناسی ارشد رشته تحصیلی:راهنمایی و مشاوره محل تحصیل: علوم و تحقیقات تهران
محبوبه سادات چاوشی
کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه حضرت معصومه قم
سکینه زارع زاده مهریزی
کارشناسی ارشد علوم قرآن وحدیث۷ پیام نور یزد