مدرسه در آیینه داستانهای کودک و نوجوان: خشونت نمادین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RVCONF08_230
تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405
چکیده مقاله:
نهاد مدرسه بهعنوان یکی از مهمترین عرصههای جامعهپذیری کودکان و نوجوانان، همواره در ادبیات داستانی این گروه سنی بازتابی گسترده یافته است. پژوهش حاضر با رویکردی جامعهشناختی و با بهرهگیری از نظریه خشونت نمادین پیر بوردیو، به بررسی چگونگی بازنمایی مدرسه در داستانهای کودک و نوجوان میپردازد. خشونت نمادین بهمثابه تحمیل مفاهیم و عقاید طبقه مسلط به گروههای فرودست، از طریق نهادهایی چون خانواده و مدرسه اعمال میشود. این مقاله نشان میدهد که داستانهای کودک و نوجوان، بهویژه آثاری که فضای مدرسه را دستمایه روایت خود قرار دادهاند، نهتنها تصویری از کارکردهای آشکار آموزشی ارائه میدهند، بلکه ابعاد پنهان خشونت نمادین ناشی از روابط نابرابر قدرت، نظامهای ارزشی تحمیلی، و سازوکارهای انضباطی را نیز به تصویر میکشند. از رمان «من نوکر بابا نیستم» اثر احمد اکبرپور تا «آن خمره» و «لبخند انار» از هوشنگ مرادی کرمانی، مدرسه در آیینه داستانها گاه بهمثابه نهادی ناکارآمد در گذار موفق از کودکی به بزرگسالی ترسیم میشود و گاه عرصهای برای بازتولید سلطه و بازنمایی مناسبات قدرت حاکم بر جامعه است. این نوشتار در سیزده بخش، ابعاد گوناگون این خشونت نمادین را در سطوح زبانی، روایی، شخصیتپردازی، و درونمایه داستانها واکاوی میکند و نشان میدهد که ادبیات کودک، با نگاهی انتقادی، میتواند پرده از خشونتهای پنهان نظام آموزشی بردارد و زمینه را برای بازاندیشی در کارکردهای آن فراهم آورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان