بررسی کارآیی کمپین های ضد استیگما در حوزه سلامت روان و چالش های بومی سازی آن ها در جامعه ایرانی: یک مرور نظام مند

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 30 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RVCONF08_039

تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405

چکیده مقاله:

مقدمه: استیگما (ننگ اجتماعی) مرتبط با اختلالات روانی یکی از موانع اصلی در جستجوی کمک، درمان و ادغام اجتماعی افراد مبتلا در سراسر جهان است. کمپین های ضد استیگما به عنوان راهبردی کلیدی برای مقابله با این پدیده طراحی شده اند. با این حال، اثربخشی این کمپین ها و قابلیت تعمیم پذیری آنها در بافت های فرهنگی مختلف، به ویژه در جوامعی مانند ایران که دارای ویژگی های مذهبی، اجتماعی و خانوادگی منحصربه فردی هستند، نیاز به بررسی عمیق تری دارد. هدف: این مطالعه با هدف ارزیابی بازدهی کمپین های ضد استیگما در حوزه سلامت روان و شناسایی چالش های کلیدی در بومی سازی آنها برای جامعه ایرانی انجام شد. روش کار: این پژوهش به روش مرور نظام مند (Systematic Review) و با رویکرد ترکیب کیفی انجام گرفت. جستجوی جامعی در پایگاه های داده علمی داخلی (مانند SID, Magiran) و بین المللی (مانند PubMed, Scopus) با استفاده از کلیدواژه های مرتبط از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۶ صورت پذیرفت. مطالعات واجد شرایط شامل پژوهش های کمی، کیفی و ترکیبی بودند که به ارزیابی کمپین های ضد استیگما پرداخته یا چالش های فرهنگی اجرای آنها را در ایران بررسی کرده بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون استخراج و ترکیب شدند. بحث: یافته ها در دو محور اصلی دسته بندی شدند: اول اینکه در خصوص بازدهی کمپین ها شواهد نشان می دهد کمپین های موفق ضد استیگما عموما بر پایه تماس مستقیم یا غیرمستقیم با افراد دارای تجربه زیسته اختلالات روانی، ارائه اطلاعات علمی و اصلاح باورهای نادرست، و استفاده از پیام های امیدبخش و توانمندساز استوارند. دوم اینکه کلیدی ترین چالش های شناسایی شده برای تطبیق این کمپین ها با بافت ایرانی، شامل هنجارهای فرهنگی-مذهبی خاص، ساختار خانواده جمع گرا (که ممکن است استیگما را درون خانواده تقویت یا مدیریت کند)، موانع زبانی و معنایی، محدودیت های رسانه ای و سیاسی در پرداختن به موضوع، و کمبود مشارکت سازمان های مردم نهاد و ذینفعان اصلی در طراحی کمپین می باشند. نتیجه گیری: اگرچه کمپین های ضد استیگما در سطح جهانی ابزارهای موثری هستند، اما موفقیت آنها در ایران مستلزم تطبیق عمیق فرهنگی است. طراحی کمپین های اثربخش در این بافت نیازمند تلفیق هوشمندانه آموزه های مذهبی مثبت، درگیر کردن ساختار خانواده به عنوان متحدی در فرآیند کاهش استیگما، استفاده از کانال های ارتباطی و رسانه ای پذیرفته شده، و تاکید بر مفاهیم جمع گرایانه مانند مسئولیت اجتماعی و حفظ سلامت جامعه است. پیشنهاد می شود کمپین های آینده بر پایه پژوهش های کیفی عمیق با ذینفعان ایرانی طراحی و اثربخشی آنها با روش های ترکیبی سنجیده شود.

کلیدواژه ها:

کمپین های ضد استیگما ، ننگ اجتماعی ، سلامت روان ، بومی سازی

نویسندگان

یونس کیهانی فر

دستیار آموزشی گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز (نویسنده مسئول*)

الهام نیسی

دانشجوی کارشناسی روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز

روژان نوذرپور

دانشجوی کارشناسی روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز

هانیه مرادی

دانشجوی کارشناسی روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز

مبین گلبان

دانشجوی کارشناسی روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز