طراحی چارچوب تحول یادگیری هوشمند: هم افزایی روانشناسی رشد، علوم شناختی، روانشناسی تربیتی و هوش مصنوعی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 72
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EDUNIVIN03_055
تاریخ نمایه سازی: 29 شهریور 1405
چکیده مقاله:
نظام های آموزشی سنتی با تکیه بر الگوهای یکنواخت و افزایش کمی تدریس، در پاسخ گویی به تفاوت های فردی، نیازهای شناختی، هیجانی و انگیزشی فراگیران ناتوان بوده اند. این پژوهش با هدف طراحی چارچوبی برای تحول یادگیری از طریق هم افزایی روانشناسی رشد، علوم شناختی، روانشناسی تربیتی و هوش مصنوعی در نظام های آموزشی انجام شده است.این پژوهش از نوع کیفی با رویکرد سنتزپژوهی و تحلیل محتوای جهت دار است. برای ارزیابی کیفیت منابع از چک لیست ارزیابی نقادانه استفاده شد. با جستجوی هدفمند در پایگاه های معتبر و اعمال معیارهای کیفیت، از میان ۲۴ منبع اولیه، ۹ منبع شاخص که هر یک خود شامل فراتحلیل یا مرور سیستماتیک از ده ها مطالعه تجربی بودند، برای تحلیل عمیق انتخاب شدند. داده ها با استفاده از روش تحلیل موضوعی در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. کدگذاری توسط پژوهشگر انجام شد و برای افزایش اعتبار، یافته ها مجددا بررسی و با مراجعه مکرر به منابع، صحت کدگذاری تایید گردید.نتایج نشان می دهد تحقق یادگیری هوشمند، نیازمند هم افزایی چهار حوزه کلیدی است:۱. روانشناسی رشد با آشکارسازی تفاوت های شناختی، عاطفی و اجتماعی، زمینه طراحی آموزشی متناسب با مراحل رشد را فراهم می کند.۲. علوم شناختی با تبیین سازوکارهای توجه، حافظه فعال، بار شناختی و تصویرسازی ذهنی، طراحی آموزشی متناسب با ظرفیت ذهنی یادگیرنده را ممکن می سازد.۳. روانشناسی تربیتی با تاکید بر انگیزش، خودتنظیمی، امنیت روانی و بازخورد موثر، بعد انسانی یادگیری را تقویت می کند.۴. هوش مصنوعی با شخصی سازی مسیر یادگیری، تحلیل داده های آموزشی و ارائه بازخورد دقیق، کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری را ارتقا می دهد. شواهد نشان می دهد تاثیر هوش مصنوعی بر کارکرد روان شناختی دارای دوگانگی اساسی است و متغیرهای مداخله گر شامل باورهای آموزشی، نوع راهنمایی معلم و سطح خودکارآمدی یادگیرنده شناسایی شدند.چارچوب تحول یادگیری هوشمند بر چهار مولفه استوار است: (الف) بازسازی باورهای آموزشی و فرهنگ سازمانی مدرسه، (ب) شناخت دقیق فرآیندهای رشدی و شناختی یادگیرنده، (ج) کاربرد هدفمند هوش مصنوعی در خدمت اهداف تربیتی، و (د) حفظ نقش راهبردی معلم در هدایت فرآیند یادگیری. این چارچوب با تاکید بر متغیرهای مداخله گر نظریه بار شناختی را گسترش داده و مدل مربوطه را با افزودن مولفه های روان شناختی تکمیل می کند. پیشنهاد می شود نظام های آموزشی با توانمندسازی معلمان، اصلاح محتوا و کاربرد سنجیده فناوری، به سوی تحولی پایدار در یادگیری حرکت کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حمیدرضا سیاه پور
دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه جهاد دانشگاهی خوزستان