از عقلانیت ارتباطی تا مرگ فراروایتها؛ مطالعه تطبیقی ارزشها در اندیشه هابرماس و لیوتار
محل انتشار: دوازدهمین کنفرانس بین المللی دانش و فناوری علوم تربیتی مطالعات اجتماعی و روانشناسی ایران
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 61
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPCONF12_148
تاریخ نمایه سازی: 26 شهریور 1405
چکیده مقاله:
هدف این مطالعه، بررسی تطبیقی نظام مند و پارادایمی مفهوم «ارزش» در اندیشه یورگن هابرماس و ژان فرانسوا لیوتار و آشکارسازی تقابل بنیادین دو پروژه تمدنی متاخر در مواجهه با بحران ارزشها در سرمایه داری متاخر است. روش پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل تطبیقی پارادایمی با رویکرد هرمنوتیک انتقادی است که در قالب مقایسه ساختار یافته در یازده حوزه کلیدی ارزش شناختی تعریف ارزش، نوع شناسی، کارکرد اجتماعی سیاسی، ماهیت وجودشناختی، سطح و واحد، تحلیل پویایی، تاریخی، جایگاه روش شناختی، معیارهای برازندگی، نفع معرفتی، حوزه های کاربردی و پیامدهای عملی سیاسی انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که هابرماس ارزش ها را پیش نیازهای عام و الزام آور کنش ارتباطی، دعاوی اعتبار نهفته در زبان روزمره و شرط امکان جامعه ای رهایی بخش می داند و از آنها از طریق اخلاق، گفتمانی، حوزه عمومی و جنبش های اجتماعی در برابر استعمار جهان زیست توسط منطق نظام دفاع می کند؛ در مقابل لیوتار با اعلام مرگ فراروایت های مشروعیت، بخش هرگونه ارزش جهان شمول را ترور زبانی و سرکوب خرده روایت های حاشیه ای تلقی کرده و بر پذیرش بی قید و شرط، تفاوت، پارالوژی و نسبیت گرایی فرهنگی در وضعیت پسا مدرن تاکید می ورزد. نتایج پژوهش حاکی از شکاف پارادایمی عمیق میان پروژه مدرنیته ناتمام مبتنی بر عقلانیت ارتباطی و پروژه گسست پسا مدرن مبتنی بر بازی های زبانی است و چارچوبی تحلیلی برای فهم بحران ارزش ها و امکان های بازاندیشی در آن در جوامع معاصر ارائه می دهد؛ در نهایت پیشنهاد می شود که تنها از دل یک سنتز دیالکتیکی انتقادی پسا مدرن می توان به بازآفرینی امکان «زندگی خوب» و «جامعه عادلانه» در قرن بیست و یکم امیدوار بود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهدی قادری
استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران