از تحسین تا ائتلاف تقابلی واکاوی کیفی معناگذاری فراگیران دوره های توسعه حرفه ای مستمر در مواجهه با مرزگذاری آموزشی مدرس
محل انتشار: دوازدهمین کنفرانس بین المللی دانش و فناوری علوم تربیتی مطالعات اجتماعی و روانشناسی ایران
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 64
فایل این مقاله در 31 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPCONF12_141
تاریخ نمایه سازی: 26 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مرزگذاری حرفه ای مدرس یکی از مولفه های بنیادین حفظ کیفیت، عدالت، انسجام نقش و سلامت رابطه آموزشی در دوره های توسعه حرفه ای مستمر است. با این حال، در برخی دوره های دانش افزایی، کارگاه های تخصصی و برنامه های آموزشی آزاد در حوزه روان شناسی و مشاوره، اعمال مرزهایی مانند اجرای یکسان، مقررات محدودسازی ارتباطات خارج از چارچوب، رد درخواست های استثنایی، ارائه بازخورد انتقادی یا تفکیک رابطه آموزشی از رابطه شخصی ممکن است از سوی بعضی فراگیران به صورت طرد، بی احترامی، بی عدالتی یا نقض حق دریافت خدمت تفسیر گردد. چنین ادراک هایی بیشتر مواقع با واکنش هایی فراتر از اعتراض حرفه ای همراه خواهد شد؛ از جمله بی اعتبارسازی مدرس، روایت سازی، منفی انتقال، نارضایتی از مسیرهای غیررسمی، جلب حمایت هم دوره ای ها و شکل گیری ائتلاف های تقابلی. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و تحلیلی در پی فهم فرآیندهایی است که از طریق آنها مرزگذاری حرفه ای مدرس در ذهن و تجربه فراگیران دوره های CPD معنا می یابد و در برخی موقعیت ها با واکنش های هیجانی و جمعی منفی پیوند پیدا می کند. چارچوب تفسیری اولیه پژوهش از منطق مدل ABC در رفتار درمانی عقلانی-هیجانی-رفتاری (REBT) بهره می گیرد؛ با این تاکید که رویداد فعال کننده یعنی ادراک مرزگذاری به تنهایی تعیین کننده پیامد نیست بلکه باورهای فرد درباره آن رویداد از جمله الزام، گرایی فاجعه سازی، تحمل ناکامی پایین، ارزیابی کلی مدرس و باورهای استحقاق آموزشی در شکل گیری واکنش نقش دارند. در این میان استحقاق آموزشی به مثابه انتظار دریافت، توجه، انعطاف، امتیاز یا نتیجه ای فراتر از قرارداد و عملکرد آموزشی در پیوند با زمینه مشتری محور برخی دوره های آزاد و حرفه ای اهمیت ویژه ای می یابد. طرح پژوهش بر نظریه زمینه ای سازه گرا استوار است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته عمیق با شرکت کنندگان دوره های توسعه حرفه ای مستمر در روان شناسی و مشاوره گردآوری می شوند. یادداشت های بازاندیشانه پژوهشگر و در صورت امکان اسناد ناشناس آموزشی نیز جمع آوری می شوند. تحلیل داده ها با کدگذاری اولیه، متمرکز و نظری انجام شده و مقایسه مستمر موارد، نمونه گیری نظری، نگارش یادداشت های تحلیلی و بازاندیشی جایگاه پژوهشگر برای ارتقای انسجام و اعتبار تفسیری به کار می رود. انتظار می رود مدل برآمده از داده ها مسیرهای متنوعی را نشان دهد که در آنها «انتظار از رابطه آموزشی»، «اصطکاک با مرز»، «ادراک بی عدالتی یا محرومیت»، «تنظیم نشدن»، «ناکامی»، «تفسیر نیت مدرس» و «پویایی های تاییدطلبانه گروه» می توانند در شکل گیری واکنش های تقابلی دخیل باشند. این پژوهش ضمن پرهیز از آسیب شناسی کردن اعتراض یا نقد فراگیران، میان اعتراض حرفه ای و مستند از یک سو و بی اعتبارسازی، تخریب رابطه و ائتلاف تقابلی از سوی دیگر تمایز می گذارد. یافته ها به تدوین سیاست های روشن تر برای قرارداد آموزشی، آموزش مهارت مرزگذاری به مدرسان، طراحی سازوکارهای عادلانه رسیدگی به شکایت ها و ارتقای سلامت ارتباطی در برنامه های توسعه حرفه ای مستمر کمک خواهند کرد.
کلیدواژه ها:
مرزگذاری حرفه ای ، توسعه حرفه ای مستمر ، استحقاق آموزشی ، باورهای غیر منطقی ، رفتار درمانی عقلانی-هیجانی-رفتاری ، ائتلاف ، تقابلی ، رابطه مدرس فراگیر ، نظریه زمینه ای سازه گرا
نویسندگان
سحر صنیعی
استادیار، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات، ایران، تهران
هادی احمدی
کارشناس روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات، ایران
نیلوفر ویلکجی
کارشناس روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج، ایران
ساناز نمازی
کارشناس روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات، ایران