تحلیل تطبیقی سیر تحول تناسبات در فضای گنبدخانه مساجد ایرانی (مطالعه موردی سبکهای خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

UVCONF07_084

تاریخ نمایه سازی: 26 شهریور 1405

چکیده مقاله:

معماری ایران در طول تاریخ با بهره گیری از زبان ریاضیات و هندسه به خلق فضاهایی دست یافته است که فراتر از نیازهای کارکردی پاسخگوی نیازهای معنوی و زیبایی شناختی انسان بوده اند. تناسبات به عنوان یکی از ارکان اصلی این زبان نقش تعیین کننده ای در ایجاد نظم، هماهنگی و وحدت در کالبد بناها به ویژه مساجد به عنوان شاخص ترین عناصر معماری اسلامی ایرانی ایفا کرده اند. این پژوهش با هدف واکاوی عمیق و تحلیل تطبیقی چگونگی کاربست تناسبات هندسی در فضای داخلی گنبدخانه مساجد در چهار سبک اصلی معماری ایران خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی تدوین شده است. پرسش های اصلی تحقیق عبارت اند از: تناسبات حاکم بر ابعاد فضای گنبدخانه در هر یک از این سبک ها چیست؟ این تناسبات چه سیر تحولی را از آغاز تا دوره صفویه طی کرده اند؟ و چه عواملی اعم از تکنولوژیک، اقلیمی، زیبایی شناختی و عرفانی بر این تحول تاثیرگذار بوده اند؟ روش تحقیق ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای گسترده، بررسی اسناد و مدارک معماری شامل نقشه های معتبر از منابعی مانند گنج نامه و پرونده های ثبتی و تحلیل داده ها به شیوه استقرایی و کمی-کیفی (شبه تجربی) است. جامعه آماری شامل ۲۰ مسجد شاخص گنبددار از چهار سبک مذکور است که به روش هدفمند انتخاب شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که تناسبات در این فضاها کاملا نظام مند بوده و عمدتا از مستطیل های حاصل از شش ضلعی منتظم و نسبت های نزدیک به اعداد گنگ (جذر ۲، ۳ و ۵) پیروی می کند. محدوده عددی نسبت ارتفاع به دهانه (HD) در هر سبک به صورت مشخص قابل تفکیک است: سبک خراسانی با غلبه فضاهای کم ارتفاع و افقی (۳ تا ۷)؛ سبک رازی با جهش به سوی عمودگرایی و شکل گیری گنبدخانه های بلند مرتبه (۱.۲ تا ۱.۸)؛ سبک آذری با اوج گیری عمودگرایی و تجربه نسبت های افراطی تا ۲.۲ و نهایتا سبک اصفهانی با تعدیل و تثبیت تناسبات در محدوده تعادلی و پایدار (۱.۳ تا ۱.۴) که به نسبت زرین ایرانی (حدود ۱.۷) نزدیک ترین است. این سیر تحول را می توان حرکتی دیالکتیکی از سادگی و تواضع به عظمت گرایی افراطی و در نهایت اعتدال و کمال گرایی تفسیر کرد که بازتابی از تحولات فکری، تکنولوژیک و اجتماعی-سیاسی هر دوره است. نتیجه گیری اصلی پژوهش تاکید بر این نکته است که معماران ایرانی در طول قرن ها با آزمون و خطا و تکیه بر دانش عمیق هندسه به یک زبان "تناسبی بهینه" برای فضای گنبدخانه دست یافتند که ضمن تامین پایداری سازه توانایی القای حس وحدت، تعالی و آرامش معنوی را در بالاترین سطح ممکن دارا بوده است.

نویسندگان

محمد سرمست یزدی

دانشجوی دکترا سازه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تفت یزد، ایران

محسن دهقان بنادکی

کارشناسی حقوق دانشگاه علمی کاربردی شهرداری یزد، ایران