بهره برداری از نوروبیولوژی و علوم اعصاب با رویکرد پدیدارشناسانه برای طراحی فضاهای بهینه در فضاهای مسکونی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 60

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

UVCONF07_041

تاریخ نمایه سازی: 26 شهریور 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با هدف توسعه الگوهای طراحی برای فضاهای مسکونی که نه تنها کارآمدی عملکردی دارند بلکه به طور مثبت بر شناخت، بهزیستی، عاطفی ساکنان تاثیر می گذارند صورت پذیرفته است. با الهام از مفهوم نوین معماری "عصب محور" و با رویکردی عمیقا پدیدارشناسانه این مطالعه به کاوش در چگونگی تعامل پیچیده میان عناصر، معماری، ساختار مغز و تجربه زیست انسان می پردازد. تمرکز اصلی بر شناسایی و تحلیل مولفه های طراحی است که از طریق اصول معماری عصب محور سلامت روان و شادکامی را ارتقا می بخشند. به طور خاص نقش حیاتی نور طبیعی، بافت ها، رنگ ها و سازماندهی فضایی بر تنظیم ریتم های شبانه روزی، بهبود فرآیندهای شناختی و ایجاد حس مکان و تعلق بررسی می شود. روش شناسی پژوهش از رویکردهای میان رشته ای ترکیبی استفاده می کند؛ داده های کیفی از طریق مصاحبه های پدیدارشناسانه برای درک تجربیات ذهنی و معنای فضایی جمع آوری شده و داده های کمی در صورت امکان، شامل سنجش های فیزیولوژیکی و آزمون های شناختی برای ارزیابی واکنش های عینی مغز و تاثیرات آنی محیط بر انسان مورد تحلیل قرار می گیرد. بر این اساس راهکارهایی عملی از جمله بهینه سازی نور روز، تقویت ارتباط با طبیعت، توجه به کیفیت های حسی فضا و سازماندهی خوانای فضاهای مسکونی ارائه می شود. در نهایت با تجمیع مولفه های دو رویکرد مدلی مفهومی به منظور ارتقای طراحی فضاهای مسکونی پیشنهاد می گردد.

نویسندگان

مهران میرزاده

دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد گروه معماری و شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی تهران ایران

سارا سوهانگیر

استادیار و عضو هیئت علمی گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد پرند