ارزیابی نقش یادگیری سازمانی مدارس در شکل دهی رفتارهای تدریس خلاقانه در معلمان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 94

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_906

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحولات سریع در نظام های آموزشی، گسترش فناوری های نوین، تنوع نیازهای یادگیرندگان و افزایش پیچیدگی مسائل آموزشی، مدارس را بیش از گذشته به سازمان هایی نیازمند یادگیری، انعطاف پذیری و نوآوری تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، کیفیت تدریس دیگر صرفا به دانش تخصصی و تجربه فردی معلم وابسته نیست، بلکه محیط سازمانی مدرسه و میزان فراهم کردن فرصت های یادگیری حرفه ای، تبادل تجربه، همکاری، بازاندیشی و تولید دانش نیز می تواند رفتارهای آموزشی معلمان را تحت تاثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش یادگیری سازمانی مدارس در شکل دهی رفتارهای تدریس خلاقانه در معلمان انجام شده است. در این رویکرد، یادگیری سازمانی به مجموعه فرایندهایی اطلاق می شود که طی آن اعضای مدرسه، به ویژه معلمان و مدیران، تجربیات خود را به دانش قابل استفاده تبدیل کرده، دانش موجود را با یکدیگر به اشتراک گذاشته و از طریق گفت وگوی حرفه ای، بازخورد، همکاری و یادگیری مستمر، شیوه های جدیدی برای مواجهه با مسائل آموزشی ایجاد می کنند.تدریس خلاقانه نیز فراتر از استفاده مقطعی از روش های جذاب آموزشی است و شامل توانایی معلم در طراحی موقعیت های یادگیری متنوع، استفاده انعطاف پذیر از روش های تدریس، ایجاد فرصت برای پرسشگری و ایده پردازی دانش آموزان، بهره گیری از منابع و فناوری های جدید، تغییر راهبردهای آموزشی متناسب با شرایط کلاس و بازاندیشی مستمر درباره عملکرد حرفه ای است. مطالعات پیشین نشان داده اند که یادگیری غیررسمی معلمان در محیط کار با عملکرد آنان در تدریس برای خلاقیت ارتباط دارد و یادگیری از تعامل با دانش آموزان و بازاندیشی فردی می تواند ابعاد متفاوتی از تدریس خلاقانه را تقویت کند. همچنین پژوهش های مرتبط با مدارس یادگیرنده نشان داده اند که فرهنگ یادگیری حمایتگر، همکاری میان معلمان، استقلال حرفه ای و فرایند خلق دانش سازمانی از عوامل مهم در شکل گیری نوآوری مدرسه هستند.بر این اساس، می توان انتظار داشت مدرسه ای که در آن اشتراک دانش، همکاری حرفه ای، گفت وگوی آموزشی، تجربه آزمایی، بازخورد و یادگیری از خطا به بخشی از فرهنگ روزمره تبدیل شده است، زمینه مناسب تری برای بروز رفتارهای تدریس خلاقانه فراهم کند. در مقابل، محیط هایی که در آنها تصمیم گیری متمرکز، ترس از خطا، ضعف ارتباطات حرفه ای، انزوای معلمان و تاکید افراطی بر اجرای قالب های ثابت آموزشی وجود دارد، ممکن است ظرفیت خلاقیت معلمان را محدود سازند. بنابراین، توجه به یادگیری سازمانی می تواند از سطح یک مفهوم مدیریتی فراتر رفته و به عنوان یکی از سازوکارهای مهم ارتقای کیفیت تدریس و نوآوری آموزشی مورد توجه قرار گیرد.

نویسندگان

عفت پردلی

محل خدمت ناحیه ۷ مشهد

مهدیه سروی

معلم ابتدایی بخش بسطام استان سمنان

سیده فاطمه تنها

کارشناسی آموزش ابتدایی،شاغل در آموزش و پرورش درمیان دبستان حاج اسماعیل کارگر قهستان

فرزانه شریفیان مزرعه ملایی

شاغل در سازمان نهضت سوادآموزی-کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی