بررسی نقش هوش مصنوعی در ارتقای کیفیت و عدالت در ارائه خدمات شهری توسط شهرداری ها

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53

فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_892

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحول دیجیتال در مدیریت شهری، شهرداری ها را با ضرورت بازنگری در شیوه طراحی، ارائه و ارزیابی خدمات عمومی مواجه ساخته است. در این میان، هوش مصنوعی به عنوان یکی از مهم ترین فناوری های نوظهور، ظرفیت قابل توجهی برای افزایش کیفیت، سرعت، دقت، دسترس پذیری و پاسخگویی خدمات شهری ایجاد کرده است. هدف مقاله حاضر بررسی نقش هوش مصنوعی در ارتقای کیفیت و عدالت در ارائه خدمات شهری توسط شهرداری ها است. مسئله اصلی پژوهش از این واقعیت ناشی می شود که کیفیت خدمات شهری صرفا به سرعت انجام امور یا کاهش هزینه های اجرایی محدود نیست، بلکه مولفه هایی همچون دسترسی برابر شهروندان، توزیع عادلانه منابع، پاسخگویی، شفافیت، توجه به نیازهای گروه های مختلف اجتماعی و کاهش تبعیض در ارائه خدمات را نیز دربرمی گیرد. هوش مصنوعی می تواند از طریق تحلیل حجم گسترده ای از داده های شهری، پیش بینی نیازهای شهروندان، شناسایی الگوهای مصرف و تقاضا، مدیریت هوشمند ترافیک، بهینه سازی جمع آوری پسماند، پایش زیرساخت ها، اولویت بندی درخواست های شهروندی و پشتیبانی از تصمیم گیری مدیران شهری، زمینه ارتقای عملکرد شهرداری ها را فراهم کند. مطالعات و گزارش های جدید نشان می دهند که هوش مصنوعی در دولت ها به طور فزاینده ای برای خودکارسازی فرایندها، شخصی سازی خدمات، تخصیص کارآمدتر منابع و افزایش پاسخگویی مورد استفاده قرار می گیرد؛ بااین حال، شواهد تجربی درباره آثار بلندمدت آن هنوز در حال شکل گیری است. (OECD)از منظر عدالت شهری، اهمیت هوش مصنوعی دوچندان است؛ زیرا الگوریتم های هوشمند می توانند با تحلیل داده های مکانی و اجتماعی، مناطق کمتر برخوردار و گروه های محروم از خدمات را شناسایی و در تصمیم گیری برای تخصیص منابع مورد استفاده قرار گیرند. در مقابل، چنانچه داده های مورد استفاده دارای سوگیری، ناقص یا نماینده همه گروه های جمعیتی نباشند، فناوری هوش مصنوعی ممکن است نابرابری های موجود را بازتولید یا حتی تشدید کند. بنابراین، نقش هوش مصنوعی در تحقق عدالت شهری به صورت خودکار و قطعی محقق نمی شود، بلکه به کیفیت داده ها، شفافیت الگوریتم ها، نظارت انسانی، حکمرانی داده، حفاظت از حریم خصوصی و امکان اعتراض شهروندان به تصمیمات الگوریتمی وابسته است. OECD نیز تاکید کرده است که داده های نامناسب یا سوگیرانه می توانند به نتایج ناعادلانه برای برخی افراد یا گروه ها منجر شوند و شکاف دیجیتال نیز ممکن است به افزایش طرد اجتماعی بینجامد. (OECD)بر این اساس، می توان گفت هوش مصنوعی زمانی می تواند به ارتقای واقعی کیفیت و عدالت خدمات شهری منجر شود که به عنوان ابزاری برای تصمیم گیری داده محور و انسان محور مورد استفاده قرار گیرد، نه به عنوان جایگزینی کامل برای قضاوت مدیریتی و مسئولیت اجتماعی شهرداری. نتیجه کلی مقاله نشان می دهد که استفاده هدفمند از هوش مصنوعی در شهرداری ها می تواند موجب افزایش کارآمدی، کاهش اتلاف منابع، تسریع پاسخگویی، بهبود تجربه شهروندی و شناسایی نابرابری های فضایی شود؛ اما تحقق این ظرفیت مستلزم ایجاد زیرساخت داده ای مناسب، ارتقای سواد هوش مصنوعی کارکنان، تدوین ضوابط اخلاقی و حقوقی، تضمین شفافیت و توضیح پذیری الگوریتم ها و توجه جدی به دسترسی برابر شهروندان به خدمات دیجیتال است. از این منظر، هوش مصنوعی نه صرفا یک فناوری برای هوشمندسازی شهرداری، بلکه ظرفیتی برای حرکت از مدیریت سنتی خدمات شهری به سوی مدیریت پیش بینانه، عادلانه، پاسخگو و شهروندمدار محسوب می شود.

نویسندگان

رضا ایثارگر

شهرداری بابل

رضا بازگیری

شهرداری بابل