مدل سازی تاثیر عوامل شناختی–اجتماعی بر رویکردهای تدریس معلمان در مدارس هوشمند
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_876
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
گسترش مدارس هوشمند و ورود گسترده فناوری های دیجیتال، سامانه های یادگیری هوشمند، تحلیل داده های آموزشی و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، ماهیت فرایند تدریس و نقش حرفه ای معلمان را با تحولات اساسی مواجه کرده است. در چنین محیطی، صرف برخورداری مدرسه از زیرساخت های فناورانه نمی تواند به تنهایی تضمین کننده تغییر رویکردهای تدریس باشد؛ بلکه نحوه ادراک، تفسیر و استفاده معلمان از فناوری تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل شناختی و اجتماعی قرار دارد. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف مدل سازی تاثیر عوامل شناختی–اجتماعی بر رویکردهای تدریس معلمان در مدارس هوشمند تدوین شده است. در این چارچوب، عواملی همچون خودکارآمدی فناورانه و آموزشی، باور به سودمندی فناوری، نگرش نسبت به فناوری، انتظار پیامد، سواد دیجیتال، دانش حرفه ای، یادگیری مشاهده ای، حمایت همکاران، فرهنگ مدرسه، حمایت مدیریتی و فرصت های یادگیری حرفه ای به عنوان مجموعه ای از متغیرهای شناختی و اجتماعی موثر بر انتخاب و اجرای رویکردهای تدریس مورد توجه قرار می گیرند.مبنای نظری پژوهش را می توان در نظریه شناختی–اجتماعی بندورا و رویکرد دانش محتوایی–آموزشی–فناورانه (TPACK) جست وجو کرد؛ زیرا رفتار حرفه ای معلم حاصل تعامل مستمر میان ویژگی های فردی، باورها، محیط آموزشی و رفتار است. شواهد پژوهشی نیز نشان می دهد که خودکارآمدی، باور به ارزش فناوری و عوامل محیطی از مهم ترین متغیرهای مرتبط با ادغام فناوری در تدریس هستند و خودکارآمدی معلمان در استفاده از فناوری می تواند با دانش و عملکرد فناورانه–آموزشی آنان ارتباط معناداری داشته باشد. (Tandfonline) همچنین پژوهش های جدیدتر نشان داده اند که در محیط های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی، صرف افزایش دانش فنی معلم کافی نیست و دانش مربوط به چگونگی پیوند هوش مصنوعی با اهداف و راهبردهای آموزشی اهمیت بیشتری پیدا می کند. (ScienceDirect)در این مدل، فرض اساسی آن است که معلم در مدرسه هوشمند یک «کاربر فناوری» صرف نیست، بلکه تصمیم گیرنده ای حرفه ای است که بر اساس باورهای شناختی، تجارب پیشین، ادراک از توانایی های خود، انتظارات از پیامدهای فناوری و حمایت های اجتماعی موجود در مدرسه، درباره شیوه تدریس تصمیم گیری می کند. از این منظر، افزایش خودکارآمدی، نگرش مثبت و سواد فناورانه می تواند زمینه حرکت از الگوهای سنتی و معلم محور به سوی تدریس تعاملی، مشارکتی، مسئله محور، شخصی سازی شده و داده محور را فراهم کند؛ در مقابل، اضطراب فناورانه، ضعف حمایت سازمانی، کمبود فرصت های یادگیری حرفه ای و ادراک پایین از سودمندی فناوری می تواند مانع استفاده موثر از ظرفیت های مدارس هوشمند شود. پژوهش های جدید نیز نقش حمایت اجتماعی و تجربه موفقیت در افزایش خودکارآمدی معلمان برای به کارگیری فناوری های هوش مصنوعی را تایید کرده اند. (ScienceDirect)اهمیت این پژوهش در آن است که به جای تقلیل مسئله هوشمندسازی مدارس به تامین تجهیزات و زیرساخت های فنی، بر عامل انسانی و سازوکارهای شناختی–اجتماعی رفتار حرفه ای معلم تمرکز می کند. بر این اساس، مدل پیشنهادی می تواند چارچوبی برای شناسایی عوامل موثر بر تحول رویکردهای تدریس و طراحی برنامه های توسعه حرفه ای معلمان در مدارس هوشمند فراهم سازد. یافته های مورد انتظار پژوهش می تواند برای مدیران مدارس، برنامه ریزان آموزشی، سیاست گذاران حوزه تحول دیجیتال و طراحان دوره های توانمندسازی معلمان در جهت ایجاد شرایط مناسب برای استفاده هدفمند، انتقادی و آموزشی از فناوری مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، پژوهش بر این دیدگاه تاکید دارد که هوشمندسازی واقعی مدرسه زمانی تحقق می یابد که تحول فناوری با تحول شناختی، حرفه ای و اجتماعی معلم همراه شود.
نویسندگان
مینا بنیادی مجره
کارشناسی مهندسی برق الکترونیک، کارشناسی ارشدMBA،شاغل در آموزش و پرورش استان سمنان شهرستان شاهرود ،مقطع متوسطه دوم ،هنرستان شهدای هفتم تیر
آغانازار عبدیزاده
کارشناسی مدیریت بازرگانی ،فرهنگی ، آموزش و پرورش ، استان ایلام، شهرستان دره شهر،
حدیثه شوندی
محل کار آموزش و پرورش شهرستان شهریار
توفیق کعبیان
کارشناسی ارشد جغرافیا و زمین شناسی ،شاغل در آموزش و پرورش خوزستان _شادگان ،مقطع متوسطه دوم ،دبیرستان شهید ممبینی