بررسی نقش هوش مصنوعی در بازاندیشی حرفه ای معلمان پس از تجربه های آموزشی کلاس درس
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 52
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_875
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
گسترش سریع هوش مصنوعی در نظام های آموزشی، حرفه معلمی را با تغییری اساسی در شیوه طراحی، اجرا، ارزیابی و بازنگری فرایند یاددهی یادگیری مواجه ساخته است. در این میان، یکی از ابعاد کمتر مورد توجه، نقش هوش مصنوعی در بازاندیشی حرفه ای معلمان پس از تجربه های آموزشی کلاس درس است. بازاندیشی حرفه ای فرایندی است که طی آن معلم پس از مواجهه با رویدادهای واقعی کلاس، تصمیم های آموزشی، واکنش های دانش آموزان، میزان تحقق اهداف یادگیری و پیامدهای روش تدریس خود را مورد بررسی و تفسیر مجدد قرار می دهد و بر اساس این تحلیل، برای بهبود عملکرد آینده تصمیم گیری می کند. در الگوی سنتی، این فرایند عمدتا به تجربه شخصی، گفت وگو با همکاران، یادداشت های تاملی و ارزیابی ذهنی معلم وابسته بوده است؛ اما ظهور ابزارهای هوش مصنوعی، امکان تحلیل داده های آموزشی، تولید بازخورد، شناسایی الگوهای رفتاری و یادگیری، مقایسه سناریوهای تدریس و بازنمایی ابعاد پنهان تجربه کلاس را فراهم کرده است. از این منظر، هوش مصنوعی می تواند از یک ابزار صرفا فناورانه به یک واسطه شناختی برای تقویت تفکر حرفه ای معلم تبدیل شود.هدف این مقاله، بررسی نقش هوش مصنوعی در بازاندیشی حرفه ای معلمان پس از تجربه های آموزشی کلاس درس و تبیین ظرفیت های آن در ارتقای قضاوت حرفه ای، خودارزیابی، تصمیم گیری آموزشی و بازطراحی تدریس است. در این رویکرد، بازاندیشی حرفه ای نه به معنای پذیرش منفعلانه پیشنهادهای هوش مصنوعی، بلکه به منزله فرایندی انتقادی در نظر گرفته می شود که در آن معلم داده ها و پیشنهادهای تولیدشده توسط سامانه های هوشمند را با دانش تربیتی، شناخت بافت کلاس، تجربه حرفه ای و نیازهای واقعی دانش آموزان مقایسه و تفسیر می کند. یافته های نظری و پژوهشی نشان می دهد که استفاده هدفمند از هوش مصنوعی می تواند به معلم کمک کند تا از سطح توصیف ساده تجربه تدریس فراتر رفته و به تحلیل علل موفقیت یا ناکامی تصمیم های آموزشی، شناسایی سوگیری های حرفه ای، بازنگری در راهبردهای تدریس و طراحی مداخلات جدید بپردازد. با این حال، این ظرفیت در صورتی به رشد حرفه ای منجر خواهد شد که معلم همچنان مرجع اصلی قضاوت تربیتی باقی بماند و هوش مصنوعی جایگزین تفکر، تجربه، مسئولیت پذیری و استقلال حرفه ای او نشود.بر این اساس، مقاله حاضر بر ضرورت شکل گیری نوعی بازاندیشی انسان هوش مصنوعی در حرفه معلمی تاکید می کند؛ الگویی که در آن فناوری نه به جای معلم، بلکه در کنار او برای تحلیل تجربه های آموزشی، آشکارسازی مسائل پنهان، طرح پرسش های حرفه ای و بازطراحی عملکرد آینده به کار گرفته می شود. چنین رویکردی می تواند زمینه ساز تحول در توسعه حرفه ای مستمر معلمان و حرکت از الگوی سنتی «تجربه و تکرار» به سوی الگوی «تجربه، تحلیل، بازاندیشی و بازطراحی» باشد.
نویسندگان
مریم چلبی بزچلوئی
کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی ،شاغل در آموزش و پرورش استان مرکزی اراک ناحیه ۲ ،مرکز جامع سنجش آموزش توانبخشی و مداخله ی بهنگام رشدی _تربیتی
سمانه سادات میر عبدالحق هزاوه
کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی، شاغل در آموزش و پرورش استان مرکزی اراک ناحیه ۲ ،مرکز جامع سنجش آموزش توانبخشی و مداخله ی بهنگام رشدی _تربیتی