بررسی نقش معلم در حفظ اصالت، مالکیت فکری و استقلال فکری دانش آموز در عصر هوش مصنوعی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 46
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_865
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
گسترش شتابان هوش مصنوعی مولد در محیط های آموزشی، شیوه دسترسی دانش آموزان به اطلاعات، تولید محتوا، انجام تکالیف و حتی شکل گیری ایده های شخصی آنان را با تغییرات اساسی مواجه کرده است. ابزارهایی که قادرند در مدت کوتاهی متن تولید کنند، مسئله ای را حل نمایند، ایده ارائه دهند یا پاسخ یک فعالیت آموزشی را تدوین کنند، از یک سو ظرفیت مهمی برای تسهیل یادگیری و شخصی سازی آموزش ایجاد کرده اند و از سوی دیگر، چالش هایی جدی درباره اصالت آثار دانش آموزان، مالکیت فکری، انتساب واقعی تولیدات و استقلال فکری آنان به وجود آورده اند. در چنین شرایطی، نقش معلم دیگر صرفا به انتقال دانش یا شناسایی استفاده نامجاز از فناوری محدود نمی شود؛ بلکه معلم باید به عنوان هدایتگر فرایند شکل گیری تفکر مستقل، ناظر بر اخلاق استفاده از فناوری و طراح موقعیت های یادگیری اصیل ایفای نقش کند. هدف این مقاله، بررسی نقش معلم در حفظ اصالت، مالکیت فکری و استقلال فکری دانش آموزان در عصر هوش مصنوعی و تبیین ابعاد حرفه ای و آموزشی این نقش است. در این چارچوب، اصالت به معنای شکل گیری و ارائه واقعی ایده ها و تولیدات دانش آموز، مالکیت فکری به معنای رعایت حقوق پدیدآورندگان و انتساب صحیح منابع و استقلال فکری به معنای توانایی دانش آموز در تحلیل، ارزیابی، استدلال و تصمیم گیری بدون وابستگی منفعلانه به خروجی سامانه های هوشمند در نظر گرفته شده است. بررسی ادبیات علمی نشان می دهد که استفاده آموزشی از هوش مصنوعی زمانی می تواند به یادگیری پایدار منجر شود که دانش آموز همچنان در مرکز فرایند شناختی قرار داشته باشد و فناوری نقش ابزار پشتیبان را ایفا کند، نه جایگزین فرایند اندیشیدن. در این میان، معلم می تواند از طریق آموزش سواد هوش مصنوعی، طراحی تکالیف فرایندمحور، درخواست مستندسازی مراحل تولید اثر، آموزش ارجاع دهی و حقوق مالکیت فکری، گفت وگوی انتقادی درباره پاسخ های تولیدشده توسط هوش مصنوعی و ارزشیابی مبتنی بر استدلال و فرایند، از وابستگی شناختی دانش آموز جلوگیری کند. همچنین، تغییر الگوی ارزشیابی از تمرکز صرف بر محصول نهایی به سمت بررسی مسیر یادگیری می تواند امکان تشخیص مشارکت واقعی دانش آموز و تقویت اصالت علمی را افزایش دهد. بر این اساس، حفظ استقلال فکری در عصر هوش مصنوعی مستلزم حذف فناوری از آموزش نیست، بلکه نیازمند بازتعریف نقش معلم، دانش آموز و فناوری و ایجاد نوعی رابطه متعادل میان توانمندی های هوش مصنوعی و قضاوت انسانی است.
نویسندگان
نفیسه مودت فرد
آموزش و پرورش ناحیه ۵ اصفهان