تحلیل تطبیقی مبانی خیارات در مکاسب با قانون مدنی ایران در رویه قضایی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 68
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_673
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
خیارات از مهم ترین نهادهای حقوق قراردادها در فقه امامیه و حقوق خصوصی ایران به شمار می روند و نقش اساسی در ایجاد تعادل میان اصل لزوم قراردادها و ضرورت حمایت از اراده و حقوق متعاملین ایفا می کنند. در فقه امامیه، بحث خیارات به ویژه در کتاب مکاسب شیخ مرتضی انصاری، با تکیه بر ادله فقهی، قواعد اصولی، روایات و تحلیل دقیق ماهیت عقد و آثار آن، جایگاه ویژه ای دارد. قانون مدنی ایران نیز با تاثیرپذیری گسترده از فقه امامیه، مجموعه ای از خیارات را در مواد قانونی پیش بینی کرده است؛ با این حال، میان مبانی تفصیلی فقهی و نحوه انعکاس آن ها در قانون مدنی و همچنین برداشت دادگاه ها در رویه قضایی، تفاوت هایی مشاهده می شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی مبانی خیارات در مکاسب با قانون مدنی ایران و بررسی نحوه انعکاس و تفسیر آن ها در رویه قضایی انجام شده است.روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و تطبیقی است و با مطالعه مباحث فقهی مربوط به خیارات در مکاسب و تطبیق آن با مقررات قانون مدنی و اصول حاکم بر آرای قضایی، تلاش می کند نقاط اشتراک و افتراق میان مبانی فقهی، قواعد تقنینی و برداشت قضایی را تبیین کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که بسیاری از خیارات مقرر در قانون مدنی، از جمله خیار مجلس، حیوان، شرط، تاخیر ثمن، رویت و تخلف وصف، غبن، عیب، تدلیس، تبعض صفقه، تخلف شرط و خیار تفلیس، ریشه مستقیم یا غیرمستقیم در مباحث فقه امامیه دارند؛ اما قانون گذار در برخی موارد، برای ایجاد نظم حقوقی و قابلیت اجرای قضایی، شرایط، آثار و حدود اعمال خیار را به صورت مشخص و متفاوت از تفصیل فقهی تنظیم کرده است.تحلیل تطبیقی همچنین نشان می دهد که در مکاسب، مسئله خیار صرفا به عنوان یک حق فسخ قراردادی مورد توجه نیست، بلکه مباحثی همچون منشا خیار، قلمرو اختیار صاحب خیار، فوریت یا تراخی، اسقاط خیار، انتقال حق خیار، اجتماع یا تعارض خیارات و آثار اعمال آن، در چارچوب مبانی فقهی و قواعدی مانند اصل لزوم، اصل صحت، قاعده لاضرر و سلطنت مورد تحلیل قرار می گیرد. در مقابل، قانون مدنی با تبدیل این مبانی به قواعد موضوعه، تلاش کرده است شرایط اعمال هر یک از خیارات و آثار فسخ را در قالب مواد قانونی مشخص سازد. رویه قضایی نیز در مقام اجرای این مقررات، با مسائلی همچون تشخیص تحقق غبن، اثبات تدلیس، احراز عیب، تعیین حدود اسقاط خیارات، تمایز فسخ از ابطال و انفساخ قرارداد و بررسی آثار اعمال خیار مواجه است.نتایج پژوهش بیانگر آن است که مکاسب، قانون مدنی و رویه قضایی سه سطح به هم پیوسته از شکل گیری و اجرای نهاد خیارات در حقوق ایران را تشکیل می دهند؛ به گونه ای که مبانی فقهی در فرآیند تقنین به قواعد حقوقی تبدیل شده و سپس در فرآیند دادرسی، از طریق تفسیر و تطبیق قضایی، صورت عملی پیدا می کنند. با وجود این پیوستگی، برخی اختلافات در قلمرو مفهومی و شرایط اعمال خیارات، به ویژه در موضوعاتی مانند فوریت خیار، اسقاط خیارات، معیار تشخیص غبن و تدلیس و آثار فسخ، ضرورت تفسیر منسجم میان مبانی فقهی و مقررات قانونی را آشکار می سازد. بر این اساس، توجه دقیق تر به مبانی مکاسب در تفسیر مقررات خیارات می تواند به وحدت رویه، کاهش تعارض در برداشت های قضایی، تقویت امنیت قراردادی و افزایش پیش بینی پذیری تصمیمات دادگاه ها کمک کند. در نهایت، مطالعه تطبیقی حاضر نشان می دهد که شناخت ریشه های فقهی خیارات، نه تنها برای فهم تاریخی قانون مدنی، بلکه برای تفسیر کاربردی و حل مسائل نوظهور حقوق قراردادها در نظام قضایی ایران نیز اهمیت اساسی دارد.واژگان کلیدی: خیارات، مکاسب، شیخ انصاری، قانون مدنی ایران، فقه امامیه، فسخ قرارداد، حقوق قراردادها، رویه قضایی، خیار غبن، خیار عیب، خیار تدلیس.
نویسندگان
اقدس برخوری مهنی
دانشجوی مقطع دکتری رشته فقه ومبانی حقوق دانشگاه ازاداسلامی واحدجیرفت
دکتر روح الله افضلی گروه
هیات علمی دانشگاه ازاداسلامی واحدجیرفت