از چشم انداز سبز تا واقعیت سبز: پل زدن بر شکاف سیاست اجرا در برنامه ریزی خدمات اکوسیستم شهری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 58

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_636

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی شکاف میان سیاست و اجرا در برنامه ریزی خدمات اکوسیستم شهری و ارائه چارچوبی عملیاتی برای پل زدن بر این شکاف انجام شده است. با وجود اهمیت فزاینده خدمات اکوسیستم شهری در ادبیات برنامه ریزی پایدار و حضور آن در اسناد فرادست، تحقق عملی این مفهوم در مدیریت شهری ایران با چالش های جدی مواجه است و شکاف عمیقی میان «چشم انداز سبز» سیاست ها و «واقعیت سبز» اجراشده در سطح شهرها وجود دارد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی-توسعه ای و از نظر ماهیت و روش اجرا، در زمره پژوهش های کیفی با رویکرد تحلیل اسنادی و تحلیل محتوای کیفی قرار دارد. گردآوری اطلاعات از طریق جستجوی نظام مند در منابع علمی معتبر، اسناد سیاستی، قوانین و مقررات، طرح های توسعه شهری و گزارش های اجرایی انجام شده است. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای کیفی و تکنیک کدگذاری تماتیک (شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی) استفاده گردیده است. یافته ها نشان می دهد که موانع یکپارچه سازی خدمات اکوسیستم در برنامه ریزی شهری در سه دسته کلی «ساختاری» (فقدان روش های استاندارد، نبود چارچوب های نهادی، شکاف موضوعی)، «اقتصادی» (کمبود منابع مالی، نبود انگیزه های اقتصادی) و «معرفتی» (فقدان آگاهی، ضعف مشارکت ذی نفعان، شکاف دانش-عمل) قابل طبقه بندی هستند. حوزه تخصصی پژوهشگران این موضوع غالبا محیط زیست و رشته های نزدیک به آن بوده و فقدان دیدگاه یکپارچه، یکی از موانع اصلی محسوب می شود. مصادیق عینی شکاف سیاست-اجرا در حوزه های مدیریت آب فضای سبز (هدررفت آب، تکیه بر زمان بندی های سنتی)، توسعه زیرساخت های سبز (اولویت فضاهای ساخته شده) و حفاظت از تنوع زیستی (اجرای نمادین قوانین) به وضوح قابل مشاهده است. چندپارگی نهادی و نبود حکمرانی یکپارچه، به عنوان مهم ترین عوامل نهادی، با پراکندگی وظایف میان نهادهای متعدد، به طور معناداری در ایجاد و تداوم شکاف سیاست-اجرا نقش دارند. چارچوب پنج مولفه ای پیشنهادی این پژوهش (شامل تقویت حکمرانی یکپارچه و هماهنگی نهادی، توسعه استانداردهای بومی و روش های استاندارد، توانمندسازی نیروی انسانی و افزایش آگاهی، ایجاد پایگاه های داده جامع و سیستم های پایش، و نهادینه سازی راه حل های طبیعت محور و مشارکت ذی نفعان) می تواند به طور معناداری به کاهش شکاف سیاست-اجرا و تحقق «واقعیت سبز» در مدیریت شهری ایران منجر شود. مسیر اصلاح در حوزه مدیریت آب فضای سبز، در قالب یک چارچوب سه گانه (گذار به مدیریت یکپارچه مبتنی بر داده، تقویت حکمرانی محلی، و نهادینه سازی راه حل های طبیعت محور) ترسیم شده است که نشان می دهد کاهش شکاف سیاست-اجرا، فرآیندی مستمر و چندبعدی است.

نویسندگان

ابوالفضل مقدمی

کارشناس ارشد، برنامه ریزی شهری، دانشگاه آزاد، تبریز، ایران