بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر ماهیت دانش حرفه ای و تخصص تربیتی معلمان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 56

فایل این مقاله در 31 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_632

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

گسترش شتابان هوش مصنوعی در نظام های آموزشی، ماهیت دانش حرفه ای و تخصص تربیتی معلمان را با تحولی بنیادین مواجه ساخته است. در الگوی سنتی، بخش مهمی از تخصص معلم بر دانش موضوعی، دانش روش تدریس، تجربه حرفه ای، مدیریت کلاس و توانایی انتقال مفاهیم استوار بود؛ اما ظهور ابزارهای هوش مصنوعی مولد، سامانه های تطبیقی، تحلیل گرهای یادگیری و دستیارهای آموزشی هوشمند، مرزهای میان دانش تخصصی، مهارت فناورانه و قضاوت تربیتی را دگرگون کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر ماهیت دانش حرفه ای و تخصص تربیتی معلمان انجام شده و می کوشد ابعاد این دگرگونی را از منظر نقش ها، شایستگی ها، تصمیم گیری های آموزشی و هویت حرفه ای معلم تبیین کند. این مطالعه با رویکرد توصیفی تحلیلی و بر پایه بررسی و تحلیل ادبیات علمی مرتبط با هوش مصنوعی در آموزش، دانش حرفه ای معلمان و تحول شایستگی های تربیتی انجام شده است. یافته های تحلیلی نشان می دهد که هوش مصنوعی نه تنها مجموعه ای از ابزارهای جدید را در اختیار معلم قرار داده، بلکه در حال تغییر تعریف «دانستن» و «توانستن» در حرفه معلمی است. در این شرایط، برخورداری صرف از دانش محتوایی یا مهارت استفاده از فناوری برای ایفای نقش حرفه ای کافی نیست و معلم به مجموعه ای تلفیقی از سواد هوش مصنوعی، دانش موضوعی، دانش پداگوژیک، توانایی ارزیابی و اعتبارسنجی خروجی های هوشمند، مهارت طراحی یادگیری، قضاوت اخلاقی و توانایی حفظ عاملیت انسانی نیاز دارد. همچنین، هوش مصنوعی می تواند از طریق تحلیل داده های یادگیری، تولید محتوای آموزشی، شخصی سازی فعالیت ها، ارائه بازخورد و پشتیبانی از طراحی آموزشی، ظرفیت های حرفه ای معلمان را توسعه دهد؛ بااین حال، وابستگی بیش از حد به سامانه های هوشمند ممکن است به تضعیف استقلال حرفه ای، کاهش تفکر انتقادی، پذیرش بدون بررسی محتوای تولیدشده و شکل گیری تصمیم های آموزشی غیرشفاف منجر شود. بر این اساس، تخصص تربیتی در عصر هوش مصنوعی بیش از آنکه به معنای توانایی جایگزین کردن تصمیم انسانی با تصمیم ماشینی باشد، به معنای توانایی تعامل انتقادی، هدفمند و اخلاق مدار با فناوری است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که آینده حرفه معلمی نه در حذف نقش معلم، بلکه در بازتعریف آن از «انتقال دهنده دانش» به «طراح، ارزیاب، تسهیل گر، تصمیم گیرنده و راهبر یادگیری هوشمند» قرار دارد. بنابراین، بازنگری در برنامه های تربیت معلم، آموزش ضمن خدمت و چارچوب های شایستگی حرفه ای برای پرورش معلمانی که قادر به استفاده مسئولانه و انتقادی از هوش مصنوعی باشند، ضرورتی اساسی برای نظام های آموزشی معاصر محسوب می شود.

نویسندگان

مریم سجادی فرد

کارشناسی ارشد معماری،شاغل در آموزش و پرورش کاشان ،مقطع متوسطه دوم ،هنرستان گلچهرگان