بررسی نقش هوش مصنوعی در تحول الگوهای برنامه ریزی و طراحی تدریس آموزگاران مدارس ابتدایی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 48

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_627

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحولات شتابان فناوری های هوشمند، به ویژه گسترش هوش مصنوعی، زمینه ساز تغییرات بنیادین در فرایندهای آموزشی و الگوهای برنامه ریزی و طراحی تدریس شده است. در این میان، مدارس ابتدایی به دلیل اهمیت شکل گیری بنیان های شناختی، عاطفی و مهارتی دانش آموزان، بیش از سایر دوره های تحصیلی نیازمند بهره گیری هدفمند و تربیتی از فناوری های نوین هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در تحول الگوهای برنامه ریزی و طراحی تدریس آموزگاران مدارس ابتدایی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و بررسی نظام مند ادبیات علمی مرتبط است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند الگوی سنتی برنامه ریزی تدریس را از یک فرایند عمدتا خطی، یکسان و از پیش تعیین شده به فرایندی پویا، داده محور، انعطاف پذیر و متناسب با تفاوت های فردی دانش آموزان تبدیل کند. ابزارهای هوش مصنوعی با تحلیل داده های یادگیری، شناسایی نیازهای آموزشی، تولید و سازمان دهی محتوای درسی، پیشنهاد فعالیت های یادگیری متنوع، طراحی پرسش های ارزشیابی، ارائه بازخورد و کمک به تنظیم اهداف و راهبردهای تدریس، ظرفیت قابل توجهی برای ارتقای کیفیت طراحی آموزشی دارند. همچنین، استفاده هوشمندانه از فناوری های مولد می تواند زمان موردنیاز آموزگاران برای فعالیت های تکراری و اجرایی را کاهش داده و فرصت بیشتری برای تعامل مستقیم با دانش آموزان، خلاقیت آموزشی و تصمیم گیری حرفه ای فراهم سازد. با وجود این، بهره گیری از هوش مصنوعی بدون توجه به سواد دیجیتال و هوش مصنوعی آموزگاران، اعتبار محتوای تولیدشده، حریم خصوصی داده های دانش آموزان، سوگیری الگوریتمی، وابستگی فناورانه و ضرورت حفظ نقش تصمیم گیری انسانی می تواند پیامدهای نامطلوبی ایجاد کند. بر این اساس، هوش مصنوعی زمانی می تواند به تحول واقعی برنامه ریزی و طراحی تدریس در دوره ابتدایی منجر شود که به عنوان ابزار پشتیبان تصمیم گیری حرفه ای آموزگار و نه جایگزین نقش تربیتی و تخصصی وی مورد استفاده قرار گیرد. در مجموع، نتایج بیانگر آن است که تلفیق هوش مصنوعی با شایستگی های حرفه ای آموزگاران، طراحی آموزشی مبتنی بر تفاوت های فردی و رویکردهای یادگیری فعال می تواند زمینه ساز شکل گیری الگوهای نوین، شخصی سازی شده و دانش آموزمحور در برنامه ریزی و طراحی تدریس مدارس ابتدایی باشد.

نویسندگان

زینب اسماعیل پور لنگرودی

کارشناسی دبیری زبان و ادبیات فارسی منطقه، لنگرود