مدل سازی چندسطحی اثربخشی سبک های رهبری آموزشی مدیران بر نوآوری سازمانی معلمان
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 56
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_600
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تحولات شتابان در محیط های آموزشی، گسترش فناوری های نوین و ضرورت پاسخ گویی مدارس به نیازهای متغیر یادگیرندگان، مفهوم نوآوری سازمانی معلمان را به یکی از مولفه های اساسی اثربخشی و توسعه مدارس تبدیل کرده است. در این میان، سبک رهبری آموزشی مدیران می تواند از طریق ایجاد فضای حمایتی، تقویت استقلال حرفه ای، تسهیل یادگیری سازمانی و فراهم سازی فرصت های مشارکت، زمینه را برای بروز و توسعه رفتارهای نوآورانه معلمان فراهم سازد. با این حال، اثرگذاری رهبری آموزشی صرفا در سطح فردی قابل تبیین نیست و ویژگی های مدرسه، فرهنگ سازمانی، جو آموزشی و شرایط حرفه ای نیز می توانند این رابطه را تقویت یا تضعیف کنند. پژوهش حاضر با هدف مدل سازی چندسطحی اثربخشی سبک های رهبری آموزشی مدیران بر نوآوری سازمانی معلمان طراحی شده است. رویکرد پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری و تحلیل داده ها، توصیفی همبستگی و مبتنی بر مدل سازی چندسطحی در نظر گرفته شده است. جامعه پژوهش شامل مدیران و معلمان مدارس بوده و تحلیل روابط میان متغیرها در دو سطح فردی و سازمانی انجام می شود. در سطح فردی، مولفه هایی نظیر ادراک معلمان از حمایت آموزشی مدیر، استقلال حرفه ای، انگیزش برای نوآوری و مشارکت در تصمیم گیری مورد توجه قرار می گیرند و در سطح سازمانی، عواملی همچون سبک رهبری آموزشی، فرهنگ نوآوری، جو سازمانی و ظرفیت یادگیری مدرسه بررسی می شوند. چارچوب مفهومی پژوهش بر این فرض استوار است که سبک های رهبری آموزشی مشارکت محور، تحول آفرین، حمایتی و توسعه گرا، با ایجاد شرایط مناسب برای تجربه، یادگیری، همکاری و تبادل دانش، احتمال بروز نوآوری سازمانی معلمان را افزایش می دهند؛ در مقابل، رهبری اقتدارگرایانه و کنترل محور می تواند از طریق کاهش استقلال و احساس امنیت حرفه ای، ظرفیت نوآوری را محدود کند. انتظار می رود یافته های مدل سازی چندسطحی نشان دهد که بخشی از تفاوت های موجود در رفتار نوآورانه معلمان ناشی از ویژگی های فردی و حرفه ای آنان و بخش دیگری ناشی از تفاوت میان مدارس و شیوه مدیریت مدیران است. همچنین پیش بینی می شود فرهنگ نوآوری و حمایت سازمانی نقش میانجی یا تعدیل کننده ای در ارتباط میان رهبری آموزشی و نوآوری معلمان داشته باشند. اهمیت این پژوهش در آن است که با عبور از تحلیل های صرفا فردمحور، رابطه رهبری مدیران و نوآوری معلمان را در ساختار چندسطحی مدرسه بررسی می کند و تصویری دقیق تر از سازوکارهای موثر بر توسعه نوآوری آموزشی ارائه می دهد. نتایج احتمالی پژوهش می تواند برای توسعه رهبری آموزشی، توانمندسازی مدیران مدارس، افزایش نوآوری معلمان، بهبود فرهنگ سازمانی، ارتقای کیفیت تدریس و طراحی برنامه های توسعه حرفه ای معلمان مورد استفاده قرار گیرد. بر این اساس، تقویت مهارت های رهبری آموزشی مدیران، ایجاد فضای اعتماد و مشارکت، حمایت از ایده های جدید معلمان و فراهم کردن فرصت های یادگیری و همکاری حرفه ای می تواند به عنوان راهبردی موثر برای شکل گیری مدارس نوآور و یادگیرنده مورد توجه سیاست گذاران و مدیران نظام آموزشی قرار گیرد.
نویسندگان
محمدرضا فدایی
اداره کل آموزش و پرورش استان قزوین
محمدرضا سبزیکار
اداره کل آموزش و پرورش استان قزوین
مهتا السادات ولدآبادی
اداره آموزش و پرورش ناحیه دو استان قزوین
مریم موجبافان
اداره کل آموزش و پرورش استان قزوین