الگوی ارزشیابی اصیل در عصر هوش مصنوعی مولد با تاکید بر فرایند یادگیری ودانش اموزان در دروس زبان و ادبیات فارسی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 56

فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_597

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

گسترش سریع هوش مصنوعی مولد، به ویژه ابزارهایی که توانایی تولید، بازنویسی، تحلیل و ارزیابی متون را دارند، بسیاری از پیش فرض های سنتی درباره سنجش یادگیری دانش آموزان را با چالش مواجه کرده است. در درس زبان و ادبیات فارسی، این مسئله اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا بخش قابل توجهی از یادگیری به مهارت هایی همچون خواندن و درک متن، نوشتن، تحلیل ادبی، استدلال، خلاقیت زبانی، تولید معنا و توانایی برقراری ارتباط موثر وابسته است. هدف پژوهش حاضر، تبیین و ارائه یک الگوی ارزشیابی اصیل در عصر هوش مصنوعی مولد با تاکید بر فرایند یادگیری دانش آموزان در دروس زبان و ادبیات فارسی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از ادبیات نظری حوزه ارزشیابی اصیل، یادگیری فرایندمحور، سواد هوش مصنوعی و آموزش زبان و ادبیات انجام شده است. یافته های تحلیلی نشان می دهد که در شرایطی که دانش آموز می تواند با استفاده از هوش مصنوعی متنی نسبتا کامل تولید کند، ارزیابی صرف محصول نهایی دیگر نمی تواند به تنهایی بیانگر میزان یادگیری واقعی باشد. ازاین رو، ارزشیابی باید از «نتیجه محوری» به سمت «فرایندمحوری» حرکت کند و شواهدی مانند انتخاب موضوع، جست وجوی اطلاعات، طراحی اولیه، پیش نویس ها، اصلاح متن، استدلال های دانش آموز، بازخوردپذیری، شیوه استفاده از هوش مصنوعی، خودارزیابی و بازاندیشی را نیز دربرگیرد.بر اساس نتایج، الگوی پیشنهادی ارزشیابی اصیل از چند مولفه اصلی شامل ارزیابی فرایند یادگیری، سنجش عملکرد واقعی، تولید آثار اصیل، گفت وگوی آموزشی، خودارزیابی و همتایابی، سنجش تفکر انتقادی، شفافیت در استفاده از هوش مصنوعی و ارزیابی توانایی انتقال یادگیری به موقعیت های جدید تشکیل می شود. در این الگو، هوش مصنوعی مولد نه صرفا تهدیدی برای اعتبار ارزشیابی، بلکه به عنوان ابزاری آموزشی برای دریافت بازخورد، مقایسه دیدگاه ها، بازبینی نوشته ها و توسعه سواد دیجیتال در نظر گرفته می شود؛ مشروط بر آنکه مالکیت فکری، نقش فعال دانش آموز و فرایند واقعی تولید اثر حفظ شود. در درس زبان و ادبیات فارسی، اجرای چنین الگویی می تواند از طریق فعالیت هایی مانند نگارش چندمرحله ای، تحلیل و نقد متون ادبی، بازآفرینی خلاقانه آثار، ارائه شفاهی، پوشه کار الکترونیکی، پروژه های پژوهشی، تحلیل خطاهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی و دفاع از آثار نوشتاری صورت گیرد. در مجموع، ارزشیابی اصیل در عصر هوش مصنوعی مولد باید به جای تمرکز صرف بر تشخیص «چه کسی متن را تولید کرده است»، بر این پرسش اساسی متمرکز شود که دانش آموز چه چیزی آموخته، چگونه آموخته، چگونه از ابزارهای هوشمند استفاده کرده و تا چه اندازه قادر است درباره یادگیری و تولیدات خود توضیح، استدلال و بازاندیشی کند. چنین رویکردی می تواند اعتبار ارزشیابی، عمق یادگیری، استقلال فکری، خلاقیت و سواد هوش مصنوعی دانش آموزان را در آموزش زبان و ادبیات فارسی تقویت کند.

نویسندگان

فاطمه علیرضایی ده رییس

آموزش و پرورش رفسنجان