تحلیل چالش های معلمان در پیاده سازی یادگیری مبتنی بر پژوهش و ارائه الگوی عملیاتی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 57

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_594

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

یادگیری مبتنی بر پژوهش یکی از رویکردهای نوین آموزشی است که با تاکید بر پرسشگری، کاوش، گردآوری و تحلیل اطلاعات، حل مسئله و تولید دانش، می تواند نقش موثری در تعمیق یادگیری و پرورش مهارت های شناختی و پژوهشی دانش آموزان داشته باشد. با وجود ظرفیت های این رویکرد، اجرای اثربخش آن در مدارس با چالش هایی در سطوح فردی، آموزشی، سازمانی و فناورانه مواجه است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل چالش های معلمان در پیاده سازی یادگیری مبتنی بر پژوهش و ارائه الگوی عملیاتی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، توصیفی تحلیلی است و با استفاده از مطالعه و تحلیل نظام مند ادبیات علمی مرتبط با یادگیری پژوهش محور، نقش معلم، موانع اجرایی و الزامات تحول در فرایند یاددهی یادگیری، مولفه های اصلی مسئله را شناسایی و در قالب یک الگوی عملیاتی سازمان دهی می کند. یافته های تحلیل نشان می دهد که مهم ترین چالش های معلمان شامل کمبود دانش و مهارت های تخصصی در طراحی فعالیت های پژوهش محور، محدودیت زمان آموزشی، تراکم محتوای برنامه درسی، ضعف زیرساخت ها و منابع یادگیری، دشواری ارزشیابی فرایندهای پژوهشی، تفاوت های فردی دانش آموزان، محدودیت حمایت مدیریتی و سازمانی و تداوم رویکردهای سنتی در آموزش است. بر اساس این یافته ها، الگوی عملیاتی پیشنهادی در پنج محور اساسی شامل آماده سازی و توانمندسازی معلم، طراحی موقعیت پژوهشی، اجرای فرایند کاوش و تولید دانش، ارزشیابی اصیل و بازخورد مستمر، و پشتیبانی و بهبود سازمانی تدوین شده است. در این الگو، معلم از انتقال دهنده صرف اطلاعات به تسهیلگر، راهنما و طراح محیط یادگیری تبدیل می شود و دانش آموز نیز از دریافت کننده منفعل محتوا به مشارکت کننده فعال در فرایند کشف و تولید دانش تغییر نقش می دهد. همچنین تاکید می شود که موفقیت یادگیری مبتنی بر پژوهش صرفا به مهارت فردی معلم وابسته نیست، بلکه مستلزم هماهنگی برنامه درسی، مدیریت مدرسه، امکانات آموزشی، فرهنگ پژوهش و نظام ارزشیابی است. در مجموع، استقرار یک الگوی مرحله ای، انعطاف پذیر و متناسب با شرایط واقعی مدرسه می تواند ضمن کاهش موانع اجرایی، زمینه توسعه تفکر انتقادی، حل مسئله، خودراه بری یادگیری، خلاقیت و مهارت های پژوهشی دانش آموزان را فراهم کند. این پژوهش بر ضرورت حرکت از آموزش انتقال محور به سمت یادگیری فعال، مسئله محور و پژوهش مدار تاکید دارد و الگوی ارائه شده را چارچوبی عملی برای برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی یادگیری مبتنی بر پژوهش در مدارس پیشنهاد می کند.

نویسندگان

علی حسین خواجه صالحانی

استان مازندران اداره آموزش وپرورش شهرستان نوشهر

گلثوم صحراگرد

آموزش و پرورش بیرجند فوق دیپلم رشته مطالعات اجتماعی

زهره خانی

آموزگار

لیلی دهقانی

اداره آموزش و پرورش گلپایگان