طراحی مدل چندسطحی رهبری یادگیری محور مدیران مدارس

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_559

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

رهبری یادگیری محور مدیران مدارس یکی از موثرترین رویکردها برای ارتقای کیفیت تدریس، بهبود یادگیری دانش آموزان و توسعه ظرفیت حرفه ای معلمان به شمار می آید. در شرایطی که مدارس با چالش هایی همچون تغییرات سریع آموزشی، تنوع نیازهای یادگیری دانش آموزان، محدودیت منابع، افت انگیزش تحصیلی و ضرورت پاسخ گویی به ذی نفعان مواجه اند، نقش مدیر مدرسه از یک مدیر اجرایی و اداری فراتر رفته و به رهبری تبدیل شده است که باید فرایند یاددهی–یادگیری را در مرکز تصمیم گیری های سازمانی قرار دهد. با وجود اهمیت این رویکرد، الگوهای موجود غالبا به صورت کلی و یک سطحی به ابعاد رهبری آموزشی پرداخته اند و ارتباط میان عوامل فردی، سازمانی و محیطی موثر بر رهبری یادگیری محور را به طور هم زمان تبیین نکرده اند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل چندسطحی رهبری یادگیری محور مدیران مدارس انجام شده است.پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ رویکرد، آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با صاحب نظران حوزه مدیریت آموزشی، مدیران باتجربه مدارس و کارشناسان تعلیم و تربیت گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمون بررسی می شود. در بخش کمی نیز، به منظور اعتبارسنجی الگوی طراحی شده، دیدگاه مدیران، معاونان و معلمان مدارس مورد سنجش قرار می گیرد. فرایند تحلیل داده ها بر شناسایی مولفه ها، مقوله های محوری، روابط میان سطحی و شاخص های قابل اندازه گیری رهبری یادگیری محور تمرکز دارد.یافته های مدل پیشنهادی نشان می دهد که رهبری یادگیری محور مدیران مدارس را می توان در سه سطح اصلی تبیین کرد: سطح فردی، سطح سازمانی و سطح محیطی–نهادی. در سطح فردی، شایستگی های حرفه ای مدیر شامل چشم انداز آموزشی، دانش برنامه درسی، توانایی تحلیل داده های یادگیری، مهارت ارتباطی، هوش هیجانی، اخلاق حرفه ای، خودرهبری و نگرش تحول گرا قرار می گیرد. مدیر یادگیری محور در این سطح، نه تنها به برنامه ریزی آموزشی تسلط دارد، بلکه می تواند با ایجاد اعتماد، انگیزش و احساس مسئولیت مشترک، معلمان و کارکنان را در جهت تحقق اهداف یادگیری هدایت کند.در سطح سازمانی، عواملی نظیر ایجاد فرهنگ مدرسه یادگیرنده، توسعه حرفه ای مستمر معلمان، نظارت و بازخورد آموزشی، تصمیم گیری مبتنی بر شواهد، مشارکت جویی، مدیریت زمان آموزشی، حمایت از نوآوری، توانمندسازی تیم های آموزشی و توجه به عدالت یادگیری اهمیت می یابد. در این سطح، مدیر مدرسه باید سازوکارهایی فراهم سازد که گفت وگوی حرفه ای میان معلمان، مشاهده همتایان، تحلیل عملکرد تحصیلی دانش آموزان، طراحی مشترک درس و تبادل تجربه های موفق به بخشی از فرهنگ روزمره مدرسه تبدیل شود. چنین رویکردی، مدرسه را از سازمانی صرفا اجرایی به جامعه ای حرفه ای و یادگیرنده تبدیل می کند.سطح محیطی–نهادی نیز بر نقش سیاست های آموزشی، حمایت خانواده ها، تعامل با جامعه محلی، دسترسی به فناوری های آموزشی، نظام ارزشیابی، منابع مالی و استقلال نسبی مدرسه تاکید دارد. بر اساس مدل پیشنهادی، اثربخشی رهبری یادگیری محور تنها به توانمندی فردی مدیر وابسته نیست؛ بلکه کیفیت بسترهای سازمانی و میزان حمایت ساختارهای بیرونی نیز در تحقق آن نقش تعیین کننده ای دارند. بنابراین، هرگونه برنامه برای ارتقای عملکرد مدیران مدارس باید به صورت هم زمان به توسعه شایستگی های فردی مدیران، بهبود ساختارها و فرایندهای درون مدرسه ای و تقویت حمایت های سیاستی و اجتماعی توجه کند.مدل چندسطحی طراحی شده، رهبری یادگیری محور را فرایندی پویا، مشارکتی و مبتنی بر بهبود مستمر می داند که در آن مدیر مدرسه نقش تسهیل گر یادگیری سازمانی، حامی رشد حرفه ای معلمان، تحلیل گر داده های آموزشی و معمار فرهنگ یادگیری را ایفا می کند. این مدل می تواند به عنوان چارچوبی کاربردی برای طراحی برنامه های توانمندسازی مدیران مدارس، تدوین شاخص های ارزیابی عملکرد مدیریتی، بازنگری در نظام انتخاب و انتصاب مدیران و ارتقای کیفیت مدیریت آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.در مجموع، طراحی مدل چندسطحی رهبری یادگیری محور مدیران مدارس می تواند زمینه ساز گذار از مدیریت سنتی و اداری به رهبری اثربخش آموزشی باشد. تحقق این امر مستلزم توجه به یادگیری دانش آموزان به عنوان محور اصلی فعالیت مدرسه، تقویت مشارکت حرفه ای معلمان، استقرار فرهنگ بازخورد و یادگیری مستمر و فراهم سازی حمایت های نهادی لازم است. چنین الگویی می تواند در بلندمدت به بهبود عملکرد تحصیلی، افزایش رضایت شغلی معلمان، ارتقای مشارکت خانواده ها و افزایش اثربخشی کلی مدارس منجر شود.

نویسندگان

زهره خدامرادی

کارشناس حسابداری شاغل در اموزش و پرورش استان کردستان شهرستان بیجار ،مقطع متوسطه دوم ،هنرستان پرتو دانش

مژگان ایرانپور

کارشناسی ارشد حسابداری شاغل در آموزش و پرورش شاهین شهر مقطع متوسطه دبیرستان شبانه بشارت

جهانبخش جلیلی شامنصوری

آموزش و پرورش مسجدسلیمان