تحلیل و نقد روانکاوی نمایشنامه «الصریر»
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_506
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
نمایشنامه «الصریر» اثر نویسنده برجسته غسان کنفانی، فراتر از یک درام اجتماعی یا نمادین، بستری غنی برای واکاوی لایه های پنهان روان انسانی و تعارضات درونی فراهم می آورد. نقد روانکاوی (Psychoanalytic Criticism) به عنوان ابزاری کارآمد، امکان رمزگشایی از رفتارهای پارادوکسیال شخصیت ها و فضای خفقان آور اثر را میسر می سازد. مسئله اصلی در این پژوهش، چگونگی بازنمایی مفاهیمی چون «سرکوب»، «اضطراب هستی شناختی» و «بازگشت امر سرکوب شده» در کالبد دیالوگ ها و فضاسازی صوتی نمایشنامه است. این نوشتار در پی آن است که نشان دهد چگونه «صدا» در این اثر، نه تنها یک المان صحنه ای، بلکه نمادی از نهاد (Id) و تجسم ترومای ناخودآگاه شخصیت هاست.این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر مبنای چارچوب نظری روانکاوی کلاسیک زیگموند فروید و خوانش های ساختارگرایانه لاکانی تدوین شده است. در این مسیر، مولفه هایی همچون «مکانیسم های دفاعی»، «عقده اودیپ»، «نیروی لیبیدو و تاناتوس» و همچنین مفهوم «ابژه کوچک a» در تحلیل کنش های شخصیت ها مورد بررسی قرار گرفته اند تا ساختار روانی متن از پس لایه های زبانی استخراج شود.نقد روانکاوی نمایشنامه «الصریر» آشکار می کند که غسان کنفانی با مهارتی خیره کننده، ترومای جمعی و فردی را در هم آمیخته است. نتیجه گیری کلیدی این است که «صدا» در این اثر، مرز میان واقعیت بیرونی و ساحت خیالی درون را از بین می برد. شخصیت ها نه قربانی شرایط بیرونی، بلکه اسیر زندان ساخته شده توسط ناخودآگاه خویش اند. این نمایشنامه با زبانی سمبلیک، فرآیند زوال روانی را به تصویر می کشد که در آن فرد توانایی تفکیک میان «میل» و «واقعیت» را از دست داده و در نهایت در چرخه بی پایان رنج و تکرار گرفتار می ماند. این اثر نمونه ای متعالی از ادبیات نمایشی است که در آن ساحت روان شناختی بر ساحت دراماتیک پیشی می گیرد.
نویسندگان
فاطمه کریم خانی
کارشناسی ارشد ادبیات عرب شاغل درآموزش پرورش شهریار مقطع متوسطه دوم