بررسی اهمیت اشتیاق شغلی و سرمایه روان شناختی معلمان بر خلاقیت تدریس

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_487

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

خلاقیت تدریس به عنوان یکی از مولفه های کلیدی ارتقای کیفیت آموزش، در سال های اخیر به یکی از مهم ترین موضوعات پژوهشی در حوزه مدیریت آموزشی و روان شناسی تربیتی تبدیل شده است. معلمان خلاق با بهره گیری از روش های نوآورانه، طراحی یادگیری فعال، و انطباق شیوه های آموزشی با نیازهای متنوع دانش آموزان، می توانند اثربخشی فرایند یاددهی یادگیری را افزایش دهند. در این میان، شناسایی عوامل فردی و سازمانی موثر بر خلاقیت تدریس، ضرورتی اساسی برای نظام های آموزشی به شمار می آید. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف مدل یابی اثر اشتیاق شغلی و سرمایه روان شناختی معلمان بر خلاقیت تدریس با نقش واسطه ای حمایت سازمانی ادراک شده انجام شد.از منظر نظری، اشتیاق شغلی نوعی حالت مثبت، پایدار و انگیزشی در کار است که با سه مولفه اصلی نیرومندی، فداکاری و جذب شدگی شناخته می شود. معلمانی که از اشتیاق شغلی بالاتری برخوردارند، معمولا انرژی بیشتری برای طراحی فعالیت های یادگیری، حل مسائل کلاسی و به کارگیری روش های متنوع آموزشی صرف می کنند. از سوی دیگر، سرمایه روان شناختی که متشکل از خودکارآمدی، امید، تاب آوری و خوش بینی است، به عنوان یکی از منابع درونی مهم، توانایی معلمان را در مواجهه با چالش های حرفه ای و خلق راهکارهای نوآورانه افزایش می دهد. همچنین، حمایت سازمانی ادراک شده به این معناست که کارکنان تا چه اندازه باور دارند سازمان برای رفاه، تلاش و مشارکت آنان ارزش قائل است. هنگامی که معلمان احساس کنند از سوی مدیران و نظام آموزشی مورد حمایت قرار می گیرند، احتمال بیشتری دارد که ظرفیت های روان شناختی و انگیزشی خود را در مسیر خلاقیت تدریس به کار گیرند.پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری را معلمان شاغل در مدارس تشکیل می دهند که از میان آنان نمونه ای با استفاده از روش نمونه گیری مناسب انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد اشتیاق شغلی، سرمایه روان شناختی، حمایت سازمانی ادراک شده و خلاقیت تدریس استفاده شد. روایی ابزارها از طریق روایی صوری و سازه و پایایی آن ها با استفاده از ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بررسی و تایید شد. داده ها نیز با بهره گیری از نرم افزارهای آماری و بر اساس شاخص های برازش مدل، ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم مورد تحلیل قرار گرفتند.یافته های پژوهش نشان داد که اشتیاق شغلی معلمان اثر مثبت و معناداری بر خلاقیت تدریس دارد. این نتیجه بیانگر آن است که هرچه معلمان درگیرتر، پرانرژی تر و متعهدتر به حرفه خود باشند، تمایل بیشتری به استفاده از شیوه های خلاقانه در تدریس خواهند داشت. همچنین، سرمایه روان شناختی نیز اثر مستقیم و معناداری بر خلاقیت تدریس نشان داد؛ به گونه ای که معلمان دارای امید، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی بالاتر، در مواجهه با مسائل آموزشی، عملکردی نوآورانه تر از خود بروز می دهند. افزون بر این، نتایج نشان داد که اشتیاق شغلی و سرمایه روان شناختی، هر دو بر حمایت سازمانی ادراک شده اثر مثبت دارند و حمایت سازمانی ادراک شده نیز به طور معناداری خلاقیت تدریس را پیش بینی می کند.بخش مهمی از نتایج پژوهش به بررسی نقش واسطه ای حمایت سازمانی ادراک شده اختصاص داشت. یافته ها حاکی از آن بود که حمایت سازمانی ادراک شده در رابطه بین اشتیاق شغلی و خلاقیت تدریس، و نیز در رابطه بین سرمایه روان شناختی و خلاقیت تدریس، نقش واسطه ای مثبت و معنادار ایفا می کند. به بیان دیگر، بخشی از تاثیر اشتیاق شغلی و سرمایه روان شناختی معلمان بر خلاقیت تدریس، از مسیر ادراک آنان از حمایت سازمانی منتقل می شود. این نتیجه نشان می دهد که حتی اگر معلمان از منابع روان شناختی و انگیزشی مطلوبی برخوردار باشند، بروز کامل خلاقیت تدریس آنان تا حد زیادی به فضای حمایتی مدرسه و شیوه تعامل مدیران آموزشی وابسته است.بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که خلاقیت تدریس صرفا محصول توانایی فردی معلمان نیست، بلکه برآیند پویای ویژگی های روان شناختی، انگیزش شغلی و شرایط سازمانی است. بنابراین، مدیران و سیاست گذاران آموزشی برای ارتقای خلاقیت در کلاس درس باید به طور هم زمان بر تقویت اشتیاق شغلی معلمان، توسعه سرمایه روان شناختی آنان و افزایش سطح حمایت سازمانی ادراک شده تمرکز کنند. ایجاد محیط کاری مثبت، قدردانی از تلاش های حرفه ای معلمان، مشارکت دادن آنان در تصمیم گیری ها، فراهم سازی فرصت های رشد حرفه ای و توجه به رفاه شغلی، از جمله راهبردهایی است که می تواند زمینه بروز خلاقیت تدریس را تقویت کند.نوآوری این پژوهش در ارائه یک الگوی تلفیقی برای تبیین خلاقیت تدریس معلمان است؛ الگویی که در آن، هم متغیرهای فردی و هم متغیرهای سازمانی به صورت هم زمان بررسی شده اند. این رویکرد می تواند به غنای ادبیات پژوهش در حوزه خلاقیت تدریس، اشتیاق شغلی معلمان، سرمایه روان شناختی و حمایت سازمانی ادراک شده کمک کند و مبنایی علمی برای طراحی مداخلات مدیریتی و آموزشی در مدارس فراهم آورد. در مجموع، نتایج این مطالعه تاکید می کند که بهبود کیفیت آموزش، بدون توجه به سلامت روان شناختی، انگیزش شغلی و ادراک حمایتی معلمان، دست یافتنی نخواهد بود.

نویسندگان

زهرا کتکتانی

محل کار دزفول ، مدرس ، مدرسه ابتدایی دخترانه آفرینش