ناترازی اجتماعی در کلانشهرهای ایران؛ ریشه ها، پیامدها و راهکارهای برنامه ریزی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_473
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
ناترازی اجتماعی در کلانشهرهای ایران به عنوان یک بحران چندبعدی، ساختار فضایی-اجتماعی شهرهای بزرگ کشور را با چالش مواجه ساخته است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ریشه ها، پیامدها و راهکارهای برنامه ریزی برای کاهش ناترازی اجتماعی در کلانشهر تبریز انجام شده است.این پژوهش از نظر هدف، کاربردی-توسعه ای و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی و پیمایشی با رویکرد آمیخته (کمی-کیفی) از نوع طرح متوالی اکتشافی است. جامعه آماری بخش کمی، کلیه سرپرستان خانوار ساکن در کلانشهر تبریز بودند که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای-تصادفی با انتساب متناسب، ۴۲۰ نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با پایایی ۰.۹۲۵ (آلفای کرونباخ) بود. در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۵ نفر از کنشگران کلیدی انجام شد. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه، مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل محتوای جهت دار استفاده گردید. در بخش فضایی نیز از شاخص موران جهانی و تحلیل لکه های داغ بهره گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد که چهار فرضیه مطرح شده همگی مورد تایید قرار گرفته اند. ضریب همبستگی بین ناکارآمدی مدیریت شهری و ناترازی اجتماعی برابر با ۰.۶۸۴ (۰.۰۰۱ p >) و بین مهاجرت های بی رویه و ناترازی اجتماعی برابر با ۰.۵۹۷ (۰.۰۰۱ p >) به دست آمد. مدل معادلات ساختاری با شاخص های برازش مطلوب (RMSEA = ۰.۰۴۶، CFI = ۰.۹۵۸) نشان داد که برنامه ریزی عدالت محور با ضریب مسیر ۰.۵۲- بر کاهش ناترازی تاثیر معناداری دارد. تحلیل فضایی نیز حاکی از خودهمبستگی فضایی قوی (موران جهانی ۰.۶۸۴) و روند افزایشی نابرابری فضایی (افزایش ضریب جینی فضایی از ۰.۵۲ در سال ۱۳۸۵ به ۰.۶۴ در سال ۱۳۹۵) بود. یافته های کیفی نیز به استخراج پنج مقوله اصلی شامل شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها منجر شد. ناترازی اجتماعی در کلانشهر تبریز، پدیده ای عمیق و بازتولیدشونده با ریشه در ناکارآمدی مدیریت شهری، سیاست های توزیع ناعادلانه و مهاجرت های بی رویه است که به کاهش همبستگی اجتماعی، افزایش آسیب های روانی-اجتماعی و ناپایداری کالبدی انجامیده است. تنها ۱۹.۰ درصد از محلات تبریز در طبقه برخوردار قرار دارند و ۴۸.۶ درصد از محلات در طبقه محروم و خیلی محروم هستند. بر این اساس، گذار از برنامه ریزی متمرکز به برنامه ریزی یکپارچه، مشارکتی و عدالت محور، به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر برای آینده شهرهای ایران مطرح می شود.
نویسندگان
مینا حسن پور
کارشناسی، برنامه ریزی اجتماعی، دانشگاه آزاد، تبریز، ایران.