تحلیل رهبری آموزشی مدیران درر مدارس کم برخوردار و تدوین مدل عدالت آموزشی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 45
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_449
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
رهبری آموزشی مدیران مدرسه در سال های اخیر به عنوان یکی از مهم ترین عوامل اثرگذار بر کیفیت یاددهی-یادگیری، کاهش نابرابری های آموزشی و ارتقای فرصت های برابر تحصیلی مورد توجه پژوهشگران و سیاست گذاران آموزشی قرار گرفته است. در مدارس کم برخوردار، که معمولا با محدودیت منابع مادی، کمبود نیروی انسانی متخصص، ضعف زیرساخت های آموزشی، مسائل اقتصادی-اجتماعی خانواده ها و شکاف در دسترسی به فرصت های یادگیری مواجه اند، نقش مدیر مدرسه از یک مدیر اجرایی صرف فراتر رفته و به یک رهبر تحول آفرین، عدالت محور و یادگیرنده تبدیل می شود. بر این اساس، مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که رهبری آموزشی مدیران در مدارس کم برخوردار چگونه می تواند به تحقق عدالت آموزشی کمک کند و چه مولفه هایی برای تدوین یک مدل بومی و کارآمد عدالت آموزشی باید مورد توجه قرار گیرد.هدف این پژوهش، تحلیل ابعاد و مولفه های رهبری آموزشی مدیران در مدارس کم برخوردار و ارائه مدلی مفهومی برای تحقق عدالت آموزشی در این مدارس است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل مدیران مدارس، معلمان باتجربه، کارشناسان آموزش وپرورش و صاحب نظران حوزه مدیریت آموزشی و عدالت تربیتی بوده است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد و متون مرتبط گردآوری و سپس با استفاده از فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده اند. برای افزایش اعتبار یافته ها، از راهبردهایی چون مرور مشارکت کنندگان، مقایسه مستمر داده ها و کنترل توسط همتایان علمی استفاده شده است.یافته های پژوهش نشان داد که رهبری آموزشی مدیران در مدارس کم برخوردار دارای ماهیتی چندبعدی است و در تعامل با عوامل فردی، سازمانی، اجتماعی و سیاستی شکل می گیرد. بر اساس تحلیل داده ها، مولفه های اصلی رهبری آموزشی عدالت محور شامل: چشم انداز عدالت گرا، توزیع عادلانه فرصت های یادگیری، حمایت حرفه ای از معلمان، حساسیت به تفاوت های فردی و اجتماعی دانش آموزان، مشارکت جویی از خانواده و جامعه محلی، مدیریت منابع محدود با رویکرد اولویت بندی آموزشی، فرهنگ سازی مدرسه محور برای کاهش طرد آموزشی، پایش مستمر پیشرفت تحصیلی، تصمیم گیری مبتنی بر شواهد، و توانمندسازی ذی نفعان مدرسه است. همچنین مشخص شد که مدیران موفق در مدارس کم برخوردار، بیش از آنکه بر کنترل اداری تاکید داشته باشند، بر رهبری یادگیری، ایجاد همبستگی حرفه ای میان معلمان، جبران شکاف های آموزشی، تقویت انگیزه تحصیلی دانش آموزان و بازتعریف مدرسه به مثابه نهادی حمایتگر و فرصت ساز تمرکز می کنند.تحلیل روابط میان مضامین نشان داد که عدالت آموزشی در مدارس کم برخوردار صرفا به معنای توزیع برابر امکانات نیست، بلکه مستلزم توزیع منصفانه، نیازمحور و زمینه مند فرصت های تربیتی و آموزشی است. به عبارت دیگر، هرچه مدیر مدرسه درک دقیق تری از محرومیت آموزشی، نابرابری زمینه ای و تنوع نیازهای یادگیرندگان داشته باشد، امکان طراحی مداخلات آموزشی اثربخش تر برای کاهش شکاف عملکردی و ارتقای شمول تحصیلی افزایش می یابد. بر این اساس، مدل پیشنهادی پژوهش از پنج بعد اصلی تشکیل شده است: رهبری ارزش محور، رهبری یادگیری محور، رهبری حمایتی، رهبری مشارکتی و رهبری جبرانی. در بعد رهبری ارزش محور، مدیر بر اصول انصاف، کرامت انسانی و حق دسترسی برابر به یادگیری تاکید می کند. در بعد یادگیری محور، تمرکز بر بهبود کیفیت تدریس، نظارت آموزشی و استفاده از داده ها برای ارتقای پیشرفت تحصیلی است. در بعد حمایتی، مدیر نقش پشتیبان عاطفی، حرفه ای و انگیزشی برای معلمان و دانش آموزان ایفا می کند. در بعد مشارکتی، تعامل با خانواده ها، معلمان، نهادهای محلی و شبکه های حمایتی اهمیت می یابد. در نهایت، در بعد جبرانی، مدرسه با اجرای برنامه های هدفمند برای دانش آموزان در معرض افت، ترک تحصیل یا محرومیت آموزشی، به سمت تحقق عدالت ترمیمی حرکت می کند.نتایج پژوهش حاکی از آن است که تحقق عدالت آموزشی در مدارس کم برخوردار بدون بازتعریف نقش مدیران مدرسه به عنوان رهبران آموزشی عدالت محور ممکن نیست. هرچند کمبود منابع و نارسایی های ساختاری موانعی جدی به شمار می آیند، اما کیفیت رهبری مدیر می تواند به عنوان یک عامل میانجی و تسهیل کننده، آثار بخشی از این محدودیت ها را کاهش دهد. از این رو، پیشنهاد می شود سیاست گذاران آموزشی، برنامه های تربیت و توانمندسازی مدیران مدارس را بر مبنای شایستگی های رهبری آموزشی، مدیریت در شرایط محرومیت، تصمیم گیری مبتنی بر عدالت و مداخله های جبرانی بازطراحی کنند. همچنین لازم است نظام ارزیابی عملکرد مدیران از شاخص های صرفا اداری فاصله گرفته و شاخص های عدالت محور، یادگیری محور و زمینه محور را در کانون توجه قرار دهد.در مجموع، پژوهش حاضر نشان می دهد که رهبری آموزشی مدیران در مدارس کم برخوردار می تواند به عنوان هسته مرکزی مدل عدالت آموزشی در نظر گرفته شود؛ مدلی که بر شناخت نیازهای واقعی دانش آموزان، بسیج ظرفیت های مدرسه و جامعه، بهبود کیفیت تدریس و توزیع منصفانه فرصت های یادگیری استوار است. این مدل می تواند مبنایی نظری و کاربردی برای طراحی سیاست ها، برنامه ها و مداخلات آموزشی در راستای کاهش نابرابری های تحصیلی و تقویت عدالت آموزشی در نظام تعلیم و تربیت باشد.
نویسندگان
سیده الهه جوانمرد
کارشناس ارشد فیریک، شاغل در آموزش و پرورش ناحیه۳ شیراز، مقطع متوسطه دوم، دبیرستان عدالت
زهرا فرخ پور قمی
کارشناسی کامپیوتر،شاغل در اموزش و پرورش استان گیلان ناحیه ۲ رشت مقطع ابتدایی دبستان حضرت معصومه۲
شکوفه بیگلری
کارشناس ارشد روان سنجی، شاغل در آموزش و پرورش منطقه ۱۵ تهران،مقطع متوسطه ۲،هنرستان شهیدان قنبری
مهدیه آبائی
ارشد ارتباط تصویری ( گرافیک) ، شاغل در آموزش و پرورش اراک ناحیه ۲ ، مقطع متوسطه دوم هنرستان ،هنرستان ساعی