طراحی و اعتبار سنجی مدل تحول هویت حرفه ای معلم در زیست بوم آموزش دیجیتال
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_445
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تحول شتابان فناوری های آموزشی، گسترش هوش مصنوعی، رشد کلان داده ها و توسعه سامانه های یادگیری تطبیقی، زیست بوم آموزش دیجیتال را به مرحله ای تازه از بازآرایی نقش ها، هویت ها و شایستگی های حرفه ای معلمان وارد کرده است. در چنین شرایطی، حرفه معلمی دیگر صرفا بر انتقال دانش متکی نیست، بلکه به مثابه کنشگری هوشمند، داده محور، اخلاق مدار و طراحی گر تجربه های یادگیری بازتعریف می شود. مسئله اصلی پژوهش حاضر، تبیین آینده حرفه معلمی در پرتو همگرایی هوش مصنوعی، کلان داده و یادگیری تطبیقی و نیز طراحی و اعتبارسنجی مدلی برای تحول هویت حرفه ای معلم در بستر آموزش دیجیتال است. این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی و در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. در بخش کیفی، از طریق تحلیل مضمون و بهره گیری از نظر خبرگان حوزه برنامه ریزی درسی، فناوری آموزشی، آینده پژوهی و تربیت معلم، ابعاد و مولفه های تحول هویت حرفه ای معلم استخراج شد. در بخش کمی، الگوی به دست آمده با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته و تحلیل های آماری مناسب، از جمله روایی محتوایی، روایی سازه و پایایی، اعتبارسنجی شد.یافته ها نشان داد که مدل تحول هویت حرفه ای معلم در زیست بوم آموزش دیجیتال بر چند بعد اساسی استوار است: هویت فناورانه، هویت داده محور، هویت یادگیرنده مادام العمر، هویت اخلاقی-مسئولانه، هویت تعاملی-شبکه ای و هویت نوآور-طراح. همچنین نتایج حاکی از آن بود که همگرایی هوش مصنوعی و کلان داده با فراهم سازی امکان تحلیل الگوهای یادگیری، شخصی سازی آموزش، پیش بینی نیازهای یادگیرندگان و ارتقای تصمیم گیری آموزشی، موجب تغییر در ادراک معلمان از نقش حرفه ای خود می شود. از سوی دیگر، یادگیری تطبیقی با انتقال کانون توجه از آموزش یکسان به مسیرهای یادگیری فردی، معلم را از مجری محتوا به تسهیل گر یادگیری، تحلیل گر داده های آموزشی و طراح مداخله های تربیتی هدفمند تبدیل می کند. نتایج اعتبارسنجی مدل نیز نشان داد که ابعاد پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بوده و می توانند چارچوبی علمی برای سیاست گذاری آموزشی، بازطراحی برنامه های تربیت معلم و توانمندسازی حرفه ای معلمان در عصر دیجیتال فراهم آورند.در جمع بندی می توان گفت آینده پژوهی حرفه معلمی بدون توجه به تحول هویت حرفه ای در بستر آموزش هوشمند امکان پذیر نیست. معلم آینده، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند تلفیق شایستگی های فناورانه، سواد داده، حساسیت اخلاقی، انعطاف پذیری حرفه ای و توان طراحی یادگیری شخصی سازی شده است. از این رو، بازاندیشی در الگوهای تربیت معلم، توسعه زیرساخت های آموزشی هوشمند و تدوین سیاست های حمایتی برای تقویت هویت حرفه ای معلمان، ضرورتی بنیادین برای ارتقای کیفیت و عدالت آموزشی در زیست بوم دیجیتال به شمار می رود.
نویسندگان
روناک نخستین
آموزش و پرورش
داود پرچمی
آموزش و پرورش