از پند تا الگو: بررسی کارآمدی روش های القایی در تربیت دینی دانش آموزان
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 47
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_433
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
تربیت دینی دانش آموزان در نظام های آموزشی امروز، زمانی اثربخش تر می شود که از شیوه های صرفا توصیه ای، خطابه ای و مستقیم فاصله گرفته و به سوی روش هایی حرکت کند که در آن ها یادگیرنده با مشاهده، تجربه، مشارکت و درونی سازی معنا، خود به کشف و پذیرش ارزش های دینی برسد. مقاله حاضر با عنوان «از پند تا الگو: بررسی کارآمدی روش های القایی در تربیت دینی دانش آموزان» با هدف تبیین جایگاه و اثربخشی روش های القایی در فرآیند تربیت دینی، به واکاوی مبانی نظری، تربیتی و آموزشی این رویکرد می پردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که در بسیاری از محیط های آموزشی، تربیت دینی هنوز بر پایه انتقال مستقیم مفاهیم، نصیحت محوری و آموزش های کلامی استوار است؛ در حالی که شواهد تربیتی نشان می دهد یادگیری عمیق و پایدار دینی، بیش از آن که محصول شنیدن باشد، نتیجه زیستن، دیدن، تجربه کردن و الگوپذیری است.این مقاله با رویکردی تحلیلی توصیفی و با اتکا به منابع معتبر حوزه تعلیم وتربیت، روان شناسی تربیتی و تربیت اسلامی، مفهوم روش های القایی را در برابر روش های القای مستقیم و پندمحور تبیین می کند و نشان می دهد که الگوپذیری، داستان پردازی تربیتی، موقعیت های واقعی یادگیری، گفت وگوی تاملی، تجربه های جمعی و طراحی محیط تربیتی، از مهم ترین سازوکارهای القایی در تربیت دینی دانش آموزان به شمار می روند. یافته ها حاکی از آن است که این روش ها به دلیل هماهنگی بیشتر با ویژگی های تحولی دانش آموزان، نقش فعال یادگیرنده، ایجاد درگیری شناختی و عاطفی، و فراهم سازی بستر درونی سازی ارزش ها، در مقایسه با شیوه های آمرانه و مستقیم، اثربخشی بالاتری در شکل گیری نگرش، گرایش و رفتار دینی دارند. همچنین، نتایج نشان می دهد که در تربیت دینی، «الگو» بسیار فراتر از «پند» عمل می کند؛ زیرا دانش آموزان ارزش های دینی را نه فقط از طریق شنیدن مفاهیم، بلکه از مسیر مشاهده رفتار معلمان، والدین و کنش های حاکم بر محیط آموزشی فرا می گیرند.بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که بازطراحی برنامه های تربیت دینی بر مبنای روش های القایی، زمینه ساز تربیتی عمیق تر، ماندگارتر و متناسب تر با اقتضائات نسل جدید خواهد بود. ازاین رو، توجه به نقش معلم به عنوان الگوی زیسته، تقویت تجارب تربیتی غیرمستقیم، و فاصله گرفتن از آموزش های صرفا شعاری، از الزامات تحول در تربیت دینی مدرسه ای به شمار می آید.
نویسندگان
صدیقه سادات قیصری
آموزش و پرورش مشهد ناحیه ۶
رویا سماعی
آموزش و پرورش مشهد ناحیه ۶
شبنم اشتری
آموزش و پرورش مشهد ناحیه ۶