بررسی سیره رضوی در ترویج فرهنگ نقدپذیری و گفت وگوی سازنده

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_388

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش باهدف اصلی شناسایی و تحلیل دقیق بستر تاریخی-اجتماعی سیره تعاملی امام رضا (ع) و ارائه راهکارهایی عملی برای غلبه بر موانع اجرای این سیره در عصر حاضر صورت گرفته است؛ به ویژه تاکید بر ترویج فرهنگ نقدپذیری و گفت وگوی سازنده. اهمیت حیاتی این مطالعه در دو بعد اساسی نهفته است: نخست، ضرورت بازیابی اصالت الگوی سیره رضوی به مثابه یک متدولوژی علمی و کلامی که در اوج تقابل فکری عصر عباسی توانست پیروز میدان باشد و از تقلیل آن به قصص صرف جلوگیری کند؛ و دوم، مواجهه با چالش های معاصر نظیر شخصیت محوری و سطحی نگری که مانع از اجرای روح برهان محور سیره می شوند. این امر نیازمند شناخت دقیق تحولات فرهنگی پس از دوران حضور و ارائه مدل های تعاملی جدید است تا گفت وگوی علمی و عقلانی نهادینه شود.از منظر روش شناسی، این پژوهش با رویکردی کیفی و باهدف دستیابی به درکی عمیق، از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده است. روش جمع آوری داده ها به طور عمده اسنادی و کتابخانه ای بوده است، شامل رجوع به منابع اولیه تاریخی و حدیثی جهت تحلیل بستر تاریخی و استخراج مبانی سیره و همچنین منابع ثانویه تخصصی از حوزه جامعه شناسی دین و فلسفه کلامی معاصر برای تحلیل موانع امروزی. چارچوب تحلیلی پژوهش بر یک مدل ترکیبی متشکل از تحلیل علوم اجتماعی تاریخی سیره و تحلیل محتوای کیفی استوار است. این چارچوب به ما اجازه می دهد تا دینامیک های قدرت و جریان های فکری حاکم بر دوران امام (ع) را درک کرده و مولفه های روش شناختی ایشان، به ویژه اصول بنیادین مناظرات را کدگذاری کنیم. سپس با استفاده از این مدل، تحلیل موانع تطبیقی صورت می گیرد؛ یعنی مقایسه کیفی میان اصول استخراج شده از سیره رضوی و وضعیت موجود گفتمان دینی معاصر، به منظور شناسایی دقیق نقاط شکست در فرایند انتقال و اجرای الگوی رضوی. این روش شناسی تضمین می کند که خروجی پژوهش، نه صرفا توصیفی تاریخی، بلکه تحلیلی عمیق از علل موفقیت گذشته و ریشه یابی موانع معاصر باشد. استدلال اصلی پژوهش بر این محور استوار است که موفقیت سیره رضوی در عصر خود، نتیجه تطابق هوشمندانه روش با مقتضیات بستر اجتماعی بوده است. بستر آن دوران با تقابل های کلامی شدید، به ویژه با جریان هایی چون معتزله و نیاز دستگاه خلافت عباسی به مشروعیت بخشی فکری مشخص می شد. در چنین محیطی، امام (ع) باتدبیر، دو اصل کلیدی را بنیان نهادند: “ادب در طرح” که همان فروتنی معرفتی و احترام به مخاطب باوجود تفاوت مبنایی در جهان بینی بود و "برهان در محتوا" که پشتوانه عقلی قوی استدلال ها را فراهم می ساخت. این رویکرد، نقد را از لجاجت و توجیه گرایی متمایز ساخته و آن را به ابزاری برای ارتقاء مشترک به سوی حقیقت تبدیل می کرد. این درک عمیق از روش شناسی، برای مواجهه با عصر حاضر حیاتی است، زیرا جامعه معاصر نیز با چالش های فکری عمیقی روبروست، اما رویکرد غالب، به جای اتکا به برهان، به احساسات و شعارها گرایش یافته است.این تحلیل منجر به شناسایی موانع معاصری شد که به طور مستقیم در تقابل باروح سیره رضوی قرار دارند. ازجمله این موانع می توان به شخصیت محوری اشاره کرد که مانع از پذیرش نقد محتوایی می شود، محافظه کاری افراطی که فضا را برای گفت وگوی فعال بسته است و تقلیل گرایی که سیره را از سطح “منهج برهانی” به “آداب ورسوم” تقلیل داده است. این موانع، نشان می دهند که درک ما از سیره، اغلب از فاز “روش” به فاز “محتوای ایستا” سقوط کرده است. راهکار پیشنهادی پژوهش، نه نادیده گرفتن این موانع، بلکه مقابله با آن ها از طریق نهادینه سازی اصول سیره رضوی در ساختارهای نوین آموزشی و فرهنگی است. این امر شامل اصلاح ساختارهای آموزشی برای پرورش مهارت های تفکر انتقادی و استدلال و ایجاد بستر گفت وگوی چندجانبه مجازی و حضوری است که در آن، اصول ادب و برهان حاکم باشد. درنهایت، این پژوهش بر این نکته تاکید دارد که احیای سیره رضوی در عصر حاضر، هم تراز با تاسیس مجدد یک گفتمان علمی و عقلانی است که در آن، برهان قوی و عدالت عملی، به عنوان بالاترین نماد پذیرش دین، محور تعاملات فکری جامعه قرار گیرد.

نویسندگان