تاثیر هوش مصنوعی مولد بر یادگیری خودتنظیم و تفکر انتقادی دانش آموزان فرصت ها، چالش ها و دلالت های تربیتی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_374

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

ظهور هوش مصنوعی مولد و مدل های زبانی بزرگ، یکی از مهم ترین تحولات فناورانه در حوزه آموزش و یادگیری در دهه اخیر به شمار می آید. این فناوری ها، از جمله ابزارهایی مانند ChatGPT، قادرند متن تولید کنند، به پرسش های کاربران پاسخ دهند، بازخورد ارائه دهند و در فرایند حل مسئله نقش دستیار آموزشی را ایفا کنند. ورود چنین ابزارهایی به محیط های آموزشی، فرصت ها و چالش های تازه ای را برای دانش آموزان، معلمان و نظام های آموزشی ایجاد کرده است. از یک سو، هوش مصنوعی مولد می تواند به یادگیری شخصی سازی شده، افزایش دسترسی به منابع آموزشی، دریافت بازخورد فوری و تقویت استقلال یادگیرندگان کمک کند. از سوی دیگر، استفاده نادرست و بدون هدایت از این فناوری می تواند موجب وابستگی شناختی، کاهش تلاش ذهنی، پذیرش اطلاعات نادرست و تضعیف تفکر مستقل شود. هدف مقاله حاضر، بررسی تاثیر هوش مصنوعی مولد بر یادگیری خودتنظیم و تفکر انتقادی دانش آموزان با رویکردی مروری تحلیلی است. یادگیری خودتنظیم به توانایی دانش آموزان در برنامه ریزی، نظارت و ارزیابی فرایند یادگیری خود اشاره دارد و تفکر انتقادی نیز شامل تحلیل، ارزیابی و قضاوت آگاهانه درباره اطلاعات و استدلال هاست. مرور منابع معتبر نشان می دهد که هوش مصنوعی مولد در صورت استفاده هدفمند و هدایت شده می تواند از طریق ارائه بازخورد، کمک به طرح پرسش، تسهیل خودارزیابی و ایجاد فرصت های تمرین شناختی، به رشد این دو مهارت کمک کند. با این حال، تحقق این ظرفیت ها وابسته به نقش فعال معلم، طراحی فعالیت های آموزشی مناسب، آموزش سواد هوش مصنوعی و تقویت فرهنگ استفاده مسئولانه از فناوری است.

نویسندگان

سیدرضا اصغری بجندی

معلم مقطع ابتدایی؛ اداره کل آموزش و پرورش استان کردستان، شهرستان سنندج، ناحیه۲