مدرسه به مثابه سازمان یادگیرنده؛ طراحی چرخه تصمیم گیری آموزشی بر پایه شواهد، مشارکت دبیران و بازخورد مستمر

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 75

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS05_968

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

ارتقای کیفیت آموزشی زمانی پایدار خواهد بود که مدرسه بتواند از تجربه های روزمره، نتایج ارزشیابی و شواهد حاصل از فرایند یاددهی یادگیری برای شناخت مسئله و اصلاح تصمیم های آموزشی استفاده کند. در بسیاری از مدارس، اطلاعات حاصل از امتحانات و ارزیابی های تحصیلی عمدتا در قالب گزارش و نمره باقی می ماند و کمتر به دانشی مشترک برای بازنگری در شیوه های تدریس و برنامه ریزی آموزشی تبدیل می شود. از این منظر، مسئله اساسی نه کمبود داده، بلکه ضعف در تبدیل داده به فهم مشترک، تصمیم حرفه ای و اقدام اصلاحی است.اقدام پژوهی حاضر با هدف طراحی و اجرای الگویی برای تبدیل شواهد آموزشی به فرایند مستمر تصمیم گیری و بهبود عملکرد مدرسه انجام شد. این پژوهش در دبیرستان های بدر و فردوس منطقه پیربکران اصفهان و با مشارکت دبیران دوره متوسطه صورت گرفت. در مرحله نخست، مجموعه ای از شواهد شامل نتایج ارزشیابی های تحصیلی، وضعیت پیشرفت دانش آموزان، گزارش های آموزشی و مشاهدات فرایند تدریس گردآوری و تحلیل شد. سپس به جای تمرکز صرف بر شناسایی ضعف ها، جلسات مشترکی با دبیران برای تفسیر یافته ها، شناسایی عوامل موثر و طراحی راهکارهای متناسب با شرایط هر درس و کلاس برگزار شد.در مرحله مداخله، تصمیم های آموزشی حاصل از این گفت وگوها در کلاس ها به اجرا درآمد و نتایج آن در دوره های بعدی مورد بررسی قرار گرفت. این فرایند به صورت چرخه ای شامل «جمع آوری شواهد، تفسیر مشترک، تصمیم گیری، اجرا و بازبینی» ادامه یافت. یافته های حاصل از اجرای این چرخه نشان داد که هنگامی که دبیران در تحلیل داده ها و انتخاب راهکارها مشارکت فعال داشته باشند، اطلاعات آموزشی از یک ابزار نظارتی به منبعی برای یادگیری حرفه ای تبدیل می شود. همچنین، توجه به شواهد به شکل گیری نگاه دقیق تر نسبت به تفاوت های یادگیری دانش آموزان و ضرورت انعطاف در روش های تدریس کمک کرد.یکی از نتایج مهم این اقدام پژوهی، تغییر نگاه به مفهوم بازخورد بود. بازخورد آموزشی زمانی اثربخش تر واقع شد که به جای صدور حکم درباره عملکرد دبیر یا دانش آموز، به نقطه آغاز یک گفت وگوی حرفه ای درباره مسئله تبدیل شد. در این شرایط، تجربه های دبیران، شناخت آنان از فضای واقعی کلاس و داده های حاصل از ارزشیابی در کنار یکدیگر قرار گرفتند و امکان شکل گیری تصمیم هایی واقع بینانه تر فراهم شد. این روند همچنین زمینه مشارکت بیشتر دبیران در مسائل آموزشی و افزایش مسئولیت جمعی نسبت به کیفیت یادگیری را فراهم کرد.برآیند پژوهش نشان می دهد که مدرسه برای حرکت به سوی بهبود مستمر، بیش از آنکه به حجم بیشتری از داده نیاز داشته باشد، به سازوکاری برای فهم، گفت وگو و استفاده هدفمند از داده ها نیازمند است. در چنین الگویی، مدیر نقش ناظر صرف را کنار گذاشته و به تسهیلگر فرایند یادگیری سازمانی تبدیل می شود و دبیران نیز از دریافت کنندگان بازخورد به مشارکت کنندگان در تولید دانش حرفه ای مدرسه تبدیل می شوند.در نهایت، تجربه حاضر نشان داد که تبدیل مدرسه به یک سازمان یادگیرنده، زمانی امکان پذیر است که شواهد آموزشی به صورت مستمر در چرخه تصمیم گیری قرار گیرند و اصلاح تدریس به یک اقدام مقطعی محدود نشود. ایجاد فرهنگ گفت وگوی حرفه ای، تحلیل مشترک داده ها، حمایت از تجربه آزمایی آموزشی و بازبینی مداوم نتایج می تواند زمینه ای برای شکل گیری مدرسه ای فراهم کند که یادگیری دانش آموزان و یادگیری حرفه ای کارکنان را به یک فرایند مشترک و مستمر تبدیل می کند.

کلیدواژه ها:

سازمان یادگیرنده ، بهبود مدرسه ، شواهد آموزشی ، تصمیم گیری مبتنی بر داده ، یادگیری حرفه ای ، گفت وگوی حرفه ای ، اقدام پژوهی

نویسندگان

نوشین زانیانی

دبیر رسمی آموزش و پرورش

ام البنین سرکانی

دبیر رسمی آموزش و پرورش

معصومه عباسی

دبیر رسمی آموزش و پرورش

حسین عباسی

دبیر رسمی آموزش و پرورش

سهیلا نعمت پور

دبیر رسمی آموزش و پرورش