هوش مصنوعی در مدرسه؛ فرصت ساز عدالت یا بازتولیدکننده نابرابری های آموزشی؟

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 84

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS05_967

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

ورود هوش مصنوعی به عرصه آموزش، مرزهای سنتی طراحی، ارائه و ارزیابی یادگیری را دستخوش تغییر کرده و مدارس را با پرسشی اساسی روبه رو ساخته است: آیا این فناوری می تواند به ابزاری برای کاهش نابرابری های آموزشی تبدیل شود یا در صورت استفاده نادرست، شکاف های موجود را عمیق تر خواهد کرد؟ اهمیت این مسئله از آنجا ناشی می شود که عدالت آموزشی تنها با فراهم کردن امکان دسترسی دانش آموزان به ابزارهای دیجیتال تحقق نمی یابد، بلکه کیفیت استفاده، میزان حمایت آموزشی، توانایی بهره گیری از فناوری و شرایط محیطی یادگیری نیز در تعیین فرصت های واقعی آنان نقش دارد. از این منظر، هوش مصنوعی را باید نه صرفا یک ابزار فناورانه، بلکه عاملی موثر بر چگونگی توزیع منابع، حمایت های آموزشی و فرصت های یادگیری در مدرسه دانست.پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش هوش مصنوعی در تغییر الگوی توزیع فرصت های آموزشی و شناسایی شرایطی که می تواند استفاده از این فناوری را به سمت عدالت یا نابرابری سوق دهد، با رویکرد توصیفی–تحلیلی انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مطالعه و تحلیل منابع علمی مرتبط با هوش مصنوعی آموزشی، عدالت آموزشی، شکاف دیجیتال، یادگیری تطبیقی و نقش معلم بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد که سامانه های هوشمند از طریق شناسایی نیازهای متفاوت یادگیرندگان، تحلیل فرایند پیشرفت تحصیلی، ارائه حمایت های آموزشی متناسب و تسهیل دسترسی به منابع متنوع، ظرفیت آن را دارند که بخشی از محدودیت های ناشی از تفاوت های فردی و آموزشی را کاهش دهند. همچنین این فناوری می تواند به معلم در شناسایی زودهنگام مشکلات یادگیری و طراحی مداخلات متناسب کمک کند.با وجود این ظرفیت ها، نتایج پژوهش نشان می دهد که فناوری به تنهایی تولیدکننده عدالت نیست. تفاوت در دسترسی به تجهیزات و اینترنت، نابرابری در سواد دیجیتال، ضعف آمادگی حرفه ای معلمان، وابستگی به داده های ناقص یا سوگیرانه و نبود سازوکارهای نظارتی می تواند موجب شود مزایای هوش مصنوعی عمدتا در اختیار گروه هایی قرار گیرد که از پیش از امکانات آموزشی بیشتری برخوردارند. بنابراین، مسئله اصلی در بهره گیری عادلانه از هوش مصنوعی، صرفا توسعه ابزارهای هوشمند نیست؛ بلکه ایجاد محیطی است که در آن همه دانش آموزان امکان استفاده معنادار، ایمن و موثر از این فناوری را داشته باشند.بر اساس یافته های پژوهش، تحقق عدالت آموزشی در عصر هوش مصنوعی نیازمند عبور از نگاه «فناوری محور» و حرکت به سوی رویکردی «انسان محور و عدالت محور» است. در چنین رویکردی، هوش مصنوعی باید در کنار قضاوت حرفه ای معلم، تعامل انسانی و سیاست های حمایتی مدرسه قرار گیرد. توسعه زیرساخت های برابر، ارتقای شایستگی دیجیتال معلمان و دانش آموزان، ارزیابی مستمر سوگیری الگوریتمی و طراحی سیاست های حمایتی برای گروه های کمتر برخوردار، از مهم ترین الزامات بهره گیری عادلانه از این فناوری به شمار می رود. در نهایت، معیار موفقیت هوش مصنوعی در نظام آموزشی نه میزان نفوذ آن در مدارس، بلکه میزان توانایی آن در گسترش فرصت های واقعی یادگیری برای دانش آموزانی با شرایط متفاوت است.

نویسندگان

مهری یوسف زاده

دبیر رسمی آموزش و پرورش

ام فروه معتمد

دبیر رسمی آموزش و پرورش

رضا نورانیان

دبیر رسمی آموزش و پرورش

رکسانا پرتو

دبیر رسمی آموزش و پرورش

اسماعیل شریفی

دبیر رسمی آموزش و پرورش

بی بی زهرا مظلوم رضوی

دبیر رسمی آموزش و پرورش