مدرسه پس از ورود هوش مصنوعی؛ بازتعریف یادگیری، نقش معلم و معنای عدالت تربیتی در آموزش آینده
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EPCS05_961
تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405
چکیده مقاله:
هوش مصنوعی با ورود تدریجی به فرایندهای آموزشی، تنها مجموعه ای از ابزارهای جدید را در اختیار مدرسه قرار نداده، بلکه برخی از مفروضات سنتی درباره یادگیری، نقش معلم، دسترسی به دانش و حتی معنای فرصت برابر آموزشی را با پرسش های تازه ای مواجه کرده است. در محیطی که بخشی از فرایند تولید، پردازش و ارائه دانش می تواند توسط سامانه های هوشمند انجام شود، مسئله اساسی دیگر صرفا چگونگی استفاده از فناوری نیست؛ بلکه این پرسش مطرح می شود که مدرسه در چنین شرایطی چه کارکردی خواهد داشت و چه چیزی همچنان باید در قلمرو آموزش انسانی باقی بماند. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی، پیامدهای ورود هوش مصنوعی به مدرسه را از منظر تحول تجربه یادگیری، بازتعریف نقش معلم و عدالت تربیتی بررسی کرده است.تحلیل ادبیات و دیدگاه های مرتبط نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند برخی محدودیت های آموزش یکسان برای همه را کاهش دهد. دسترسی سریع به منابع متنوع، امکان دریافت بازخورد، کمک به شناسایی برخی نیازهای یادگیری و فراهم کردن مسیرهای متفاوت برای تمرین و یادگیری، ظرفیت هایی هستند که می توانند تجربه آموزشی را انعطاف پذیرتر کنند. با این حال، تحقق این ظرفیت ها به خود فناوری وابسته نیست؛ بلکه به کیفیت طراحی آموزشی، توانایی معلم در تفسیر اطلاعات و شرایط واقعی زندگی دانش آموز بستگی دارد. در نتیجه، شخصی سازی فناورانه لزوما به معنای تحقق عدالت نیست و حتی در صورت توزیع نابرابر امکانات می تواند شکاف های موجود را عمیق تر کند.از سوی دیگر، گسترش ابزارهای هوشمند ضرورت بازتعریف نقش معلم را برجسته می سازد. هنگامی که فناوری می تواند بخشی از وظایف مربوط به جست وجو، تولید محتوا، تمرین و بازخورد را بر عهده بگیرد، ارزش حرفه ای معلم بیش از گذشته در شناخت زمینه زندگی دانش آموز، تشخیص نیازهای واقعی او، ایجاد انگیزه، مدیریت تعاملات اجتماعی، پرورش تفکر انتقادی و اتخاذ تصمیم های تربیتی آشکار می شود. بنابراین، آینده مدرسه را نمی توان بر مبنای رقابت میان «انسان» و «ماشین» طراحی کرد؛ مسئله اصلی، ایجاد تقسیم کار هوشمندانه ای است که در آن فناوری توان پردازشی خود را در خدمت اهداف تربیتی قرار دهد.در سطح عدالت تربیتی نیز مسئله فراتر از دسترسی به اینترنت و ابزار دیجیتال است. عدالت در عصر هوش مصنوعی مستلزم آن است که دانش آموزان نه تنها امکان استفاده از فناوری، بلکه فرصت برخورداری از آموزش باکیفیت برای استفاده آگاهانه، نقادانه و مسئولانه از آن را داشته باشند. تفاوت در زیرساخت، سواد دیجیتال خانواده ها، توانایی معلمان و کیفیت محیط های یادگیری می تواند موجب شود یک فناوری واحد، پیامدهای آموزشی متفاوتی برای گروه های مختلف ایجاد کند. ازاین رو، سیاست گذاری هوش مصنوعی در آموزش باید هم زمان به دسترسی، کیفیت، توانمندسازی و حمایت از گروه های کمتر برخوردار توجه داشته باشد.برآیند پژوهش نشان می دهد که مدرسه آینده لزوما مدرسه ای نیست که بیشترین فناوری را در اختیار دارد، بلکه مدرسه ای است که فناوری را در خدمت یادگیری عمیق، رابطه انسانی و فرصت برابر رشد قرار می دهد. تحقق چنین الگویی نیازمند بازطراحی برنامه های درسی، ارتقای سواد هوش مصنوعی معلمان و دانش آموزان، تدوین چارچوب های اخلاقی برای استفاده از داده و الگوریتم، و تقویت نقش مدرسه در پرورش مهارت هایی است که صرفا با فناوری قابل جایگزینی نیستند. در این نگاه، هوش مصنوعی نه مقصد تحول آموزشی، بلکه ابزاری برای بازاندیشی در این پرسش بنیادین است که مدرسه در آینده قرار است چه نوع انسانی را برای چه نوع جامعه ای تربیت کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مژگان حیدری
دبیر رسمی آموزش و پرورش
وفا روحی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
مهری رحمانی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
راحله بندپی
دبیر رسمی آموزش و پرورش
ستاره اسکندران
دبیر رسمی آموزش و پرورش