وقتی مدرسه با جهان دیجیتال روبه رو می شود؛ بازاندیشی در تجربه موفقیت، هویت و انگیزش تحصیلی دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 79

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS05_959

تاریخ نمایه سازی: 25 شهریور 1405

چکیده مقاله:

گسترش رسانه های اجتماعی، مرز میان زندگی تحصیلی و زیست روزمره دانش آموزان را دگرگون کرده است. دانش آموز امروز تنها در محیط مدرسه با معیارهای موفقیت، پیشرفت و پذیرش اجتماعی مواجه نیست، بلکه به طور مستمر در معرض روایت هایی قرار دارد که در فضای دیجیتال از موفقیت، توانمندی، محبوبیت و سبک زندگی مطلوب ارائه می شود. در چنین شرایطی، برداشت دانش آموز از «خود» و «جایگاه خویش» می تواند تحت تاثیر معیارهایی قرار گیرد که الزاما با واقعیت زندگی او یا اهداف تربیتی مدرسه همخوان نیست. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی، به بررسی دگرگونی تجربه هویت و انگیزش تحصیلی دانش آموزان در بستر فرهنگ دیجیتال و پیامدهای تربیتی آن برای مدرسه پرداخته است.بررسی ابعاد مختلف این پدیده نشان می دهد که مسئله اصلی را نمی توان صرفا در میزان استفاده دانش آموز از شبکه های اجتماعی جست وجو کرد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، نوع مواجهه فرد با محتوای دیجیتال، الگویی است که از موفقیت برای او ساخته می شود و شیوه ای است که بر اساس آن، عملکرد و ارزشمندی خود را با دیگران مقایسه می کند. تکرار تصاویر گزینشی و ایده آل شده از زندگی و موفقیت ممکن است معیارهای غیرواقع بینانه ای ایجاد کند و در برخی دانش آموزان به کاهش احساس کفایت، تضعیف انگیزش درونی و شکل گیری نگرش منفی نسبت به توانایی های تحصیلی منجر شود. در مقابل، فضای دیجیتال می تواند بستری برای یادگیری مشارکتی، تبادل تجربه، دسترسی به منابع آموزشی و دریافت حمایت همسالان نیز باشد.از این منظر، فرهنگ دیجیتال پدیده ای یک سویه و ذاتا آسیب زا یا سودمند نیست، بلکه کیفیت پیامدهای آن به چگونگی استفاده، نوع ارتباطات و محتوای مصرف شده و همچنین ظرفیت فرد برای تفسیر و مدیریت تجربه رسانه ای وابسته است. دانش آموزی که توانایی تشخیص محتوای واقعی از نمایش های گزینشی، تحلیل پیام های رسانه ای و تنظیم واکنش های هیجانی خود را دارد، می تواند از امکانات فضای دیجیتال برای گسترش یادگیری و ارتباطات خود بهره بیشتری ببرد؛ در حالی که فقدان این مهارت ها ممکن است زمینه مقایسه مداوم و وابستگی بیشتر به تایید بیرونی را فراهم کند.برآیند پژوهش نشان می دهد که مدرسه در مواجهه با این تحولات، نمی تواند صرفا با رویکردهای کنترلی یا محدودکننده به مسئله رسانه های اجتماعی پاسخ دهد. ضرورت اساسی، توسعه نوعی سواد زیست دیجیتال است که در آن دانش آموز بتواند محتوای رسانه ای را نقادانه ارزیابی کند، معیارهای واقع بینانه ای برای موفقیت شخصی و تحصیلی شکل دهد و ارزشمندی خود را صرفا بر اساس مقایسه با دیگران تعریف نکند. فراهم کردن فرصت های واقعی برای تجربه موفقیت، تقویت گفت وگوی تربیتی، توجه به تفاوت های فردی و آموزش مهارت های تحلیل رسانه ای می تواند به شکل گیری هویتی متعادل تر کمک کند. بنابراین، مدرسه عصر دیجیتال باید از نهادی صرفا ناظر بر یادگیری درسی به محیطی تبدیل شود که دانش آموز را برای شناخت خود، انتخاب آگاهانه و زیستن مسئولانه در جهان رسانه ای آماده می کند.

نویسندگان

علی بهبودی

دبیر رسمی آموزش و پرورش

معصومه بارانی

دبیر رسمی آموزش و پرورش

آزاده ناظریان

دبیر رسمی آموزش و پرورش

زهرا ابراهیمی فرد

دبیر رسمی آموزش و پرورش

عاطفه خاکسفیدی

دبیر رسمی آموزش و پرورش